پزشکی مدرن توانسته است بدن انسان را با دقتی شگفتانگیز بشناسد؛ اما پرسش مهم این است:آیا به همان اندازه، انسانِ صاحب این بدن را شناختهایم؟
یادداشت|صابر کوکبی اصل ـ فعال رسانهای - روز پزشک را باید به جامعه پزشکی تبریک گفت؛ اما شاید تبریک واقعی، فقط ستایش یک عنوان و یک حرفه نباشد. شاید فرصتی باشد برای پرسیدن یک سؤال ساده و عمیق: آیا پزشکی هنوز پیش از آنکه یک شغل باشد، یک رسالت انسانی است؟
این تیتر خود یک نقد است؛ نقدی به پزشکیای که در میان علم، قدرت، منزلت و اقتصاد، گاهی «انسان» را فراموش میکند.

البته این نقد متوجه همه پزشکان نیست. پزشکان بسیاری با فداکاری و وجدان، درد انسان را بر منافع خود مقدم میدانند. مسئله، بیش از آنکه نقد فرد باشد، نقد ساختاری است که میتواند انسانهای شریف را نیز فرسوده کند.
پزشک محصول جامعه و نظام آموزشی خویش است. سالها آموزش پزشکی فقط دانش درمان را منتقل نمیکند؛ بلکه نوعی هویت حرفهای نیز میسازد. دانشجو در کنار کتاب و کلاس، از محیط بیمارستان، رفتار استادان، سلسلهمراتب، رقابت و مناسبات اقتصادی نیز میآموزد که «پزشک بودن» یعنی چه.
اینجاست که «برنامه درسی پنهان» اهمیت پیدا میکند؛ آنچه در کتابهای اخلاق نوشته نشده، اما در عمل آموزش داده میشود.
اگر به دانشجوی پزشکی همدلی آموزش دهیم، اما در میدان عمل فقط سرعت، درآمد، تعداد بیمار و بازده اقتصادی را پاداش دهیم، نباید از نتیجه شگفتزده شویم.
شاید تعبیر «انتقام از زندگی» درباره برخی رفتارهای اقتصادی پزشکان، بیش از آنکه یک اتهام فردی باشد، یک استعاره اجتماعی باشد؛ انسانی که سالها با فشار، رقابت، محرومیت و فرسودگی به جایگاه حرفهای رسیده، ممکن است روزی احساس کند باید هزینههای گذشته را از زندگی پس بگیرد.
اما اینجا باید پرسید: آیا بیمار باید هزینه این رنج را بپردازد؟
اقتصادیشدن سلامت، رابطه پزشک و بیمار را نیز تغییر داده است. وقتی سلامت بیش از اندازه در منطق بازار تعریف شود، بیمار ممکن است از «انسان نیازمند» به «مراجعهکننده»، «پرونده» یا حتی «منبع درآمد» تبدیل شود.
...و این همان جایی است که پزشکی باید مکث کند.
پزشکی مدرن توانسته است بدن انسان را با دقتی شگفتانگیز بشناسد؛ اما پرسش مهم این است:
آیا به همان اندازه، انسانِ صاحب این بدن را شناختهایم؟
بیمار فقط یک بیماری نیست. پشت هر پرونده، انسانی ایستاده که ممکن است ترسیده باشد، فقیر باشد، امید داشته باشد یا فقط نیاز داشته باشد کسی چند دقیقه واقعاً او را ببیند.
پزشک نباید قدیس باشد؛ اما نباید انسان بودن بیمار را فراموش کند.
از سوی دیگر، جامعه نیز باید منصف باشد. پزشکی حرفهای فرساینده است و پزشک نیز قربانی فشارهای اقتصادی، سازمانی و روانی همین نظام است. بنابراین اصلاح رابطه پزشک و بیمار فقط با سرزنش پزشک ممکن نیست؛ باید ساختار آموزش، اقتصاد سلامت و فرهنگ اجتماعیِ حاکم بر پزشکی نیز اصلاح شود.
روز پزشک میتواند روز ستایش باشد؛ اما میتواند روز مطالبهگری هم باشد.
از دانشگاه بپرسیم:
پزشک تربیت میکنیم یا فقط متخصص؟
از نظام سلامت بپرسیم:
سلامت را خدمت میدانیم یا بازار؟
و از پزشک بپرسیم:
وقتی بیمار وارد اتاق شما میشود، نخست «بیماری» را میبینید یا «انسان» را؟
شاید بهترین تبریک روز پزشک همین باشد:
✅روز پزشک مبارک بر همه آنان که در میان علم و اقتصاد، هنوز برای انسان جا نگه داشتهاند؛ آنان که پشت هر پرونده، یک انسان میبینند، نه یک عدد.
این تبریک، خودش یک نقد است؛ زیرا اگر هنوز از پزشک انتظار انسانیت داریم، یعنی هنوز به این حرفه باور داریم.
پزشکی فقط نجات بدن نیست؛ حفظ کرامت انسانیِ صاحب آن بدن نیز بخشی از درمان است.