کتاب «سایهسار خاطرهها» اثر دکتر رحیم براتی، روایت عبور نسلی از سنت به مدرنیته است که از روستا و فقر آغاز شده، جنگ را تجربه کرده و خاطرات شخصی را به حافظه جمعی پیوند میزند. این اثر در سه فصل، فراتر از یک زندگینامه، سندی از تاریخ اجتماعی یک نسل است.
نقدی بر کتاب «سایهسار خاطرهها» نوشته دکتر رحیم براتی؛ نخستین اثر ادبی پزشک خوزستانی در ترازوی نقد
کتاب «سایهسار خاطرهها؛ روایت یک زندگی»، نوشته دکتر رحیم براتی، پزشک و دندانپزشک خوزستانی، در خرداد ۱۴۰۵ در ۱۲۶ صفحه و با تیراژ ۵۰۰ نسخه از سوی انتشارات تخت جمشید شیراز منتشر شد.
این کتاب که نخستین تجربه ادبی نویسنده است، در سه فصل «یادمان کودکی و نوجوانی»، «هویتیابی» و «هویتسازی»، روایتگر زندگی نویسنده از کودکی در روستای طلاور باغملک و محیط عشایری تا مسیر دشوار تحصیل، مهاجرت، جنگ و رسیدن به جایگاه پزشکی و دندانپزشکی است.
دکتر براتی که سوابق مدیریتی گستردهای در شبکههای بهداشت و درمان هفت شهرستان خوزستان دارد و اکنون معاون توسعه مدیریت و منابع دانشکده علوم پزشکی شوشتر است، در این اثر کوشیده است خاطره شخصی را به حافظه جمعی پیوند بزند و تصویری از زیستبوم اجتماعی نسلی از مردم خوزستان ثبت کند.
نقد تفصیلی این اثر از منظر ساختار، زبان، شخصیتپردازی و ظرفیتهای ادبی، در گزارش محمد شریفی، پژوهشگر آثار فولکلوریک در پایگاه خبری عصرجهان، منتشر شده است.

🔹 *الف: سرآغاز*
"سایهسار خاطرهها؛ روایت یک زندگی" عنوان کتابی است که در خرداد ۱۴۰۵، به قلم دکتر رحیم براتی، پزشک و دندانپزشک خوزستانی، از سوی انتشارات تخت جمشید شیراز، در ۱۲۶ صفحه و در سه فصل با عناوین: "یادمان کودکی و نوجوانی"، "هویتیابی" و "هویتسازی"، با تیراژ ۵۰۰ نسخه، به زیور طبع آراسته و روانه بازار نشر شده است.
*در پشت جلد کتاب آمده است:*
"سایهسار خاطرهها، تپش قلبی است که از دامنههای سرکش کوهساران و کوچ عشایری آغاز شد و در کوچههای صمیمی روستا و شهرهای مختلف، در جستوجوی دانش و رهایی به تکاپو افتاد؛ سفری میان طعم بلوط، هُرم آفتاب جنوب و آوار موشکها بر سقف رؤیاهای نوجوانی؛ تا قامت استوار طبیبی که میان رنجهای مردم و مسئولیتهای دشوار اداری، هرگز از پا ننشست. این کتاب روایتی عاطفی و صادقانه از فراز و فرودهای یک زندگی است؛ قصه انسانی که در سایهسار خاطرهها آبدیده و ماندگار شد."
اما پیش از آنکه کتاب را بر ترازوی نقد بگذارم، ترجیح میدهم شمهای از زندگی صاحب اثر و نویسنده کتاب را به تصور و تصویر بکشم؛ زیرا گاه برای فهم یک اثر، باید پیش از خواندن سطرهای آن، با مسیر پرپیچوخم زندگی نویسنده آشنا شد.
دکتر رحیم براتی، مطابق سند ثبت احوال، در چهارم شهریور ۱۳۴۶ در روستای طلاور از توابع باغملک خوزستان دیده به جهان گشود؛ اما مادرش بر این باور است که مأمور ثبت احوال، یک سال در ثبت تاریخ تولد او اشتباه کرده و رحیم، در واپسین روزهای مهرماه سال ۱۳۴۷، همزمان با فصل برنجچینان، پا به جهان گذاشته است.
رحیم براتی در سال ۱۳۵۲ نخستین روز مدرسه را در آموزشگاه نیلوفر طلاور، در زادگاهش، و در محضر معلمی دلسوز به نام استاد بیرانوند، که اونیفورم سپاه دانش بر تن داشت، آغاز کرد.
از آنجا که زادگاهش فاقد مدرسه راهنمایی و دبیرستان بود، در سال ۱۳۵۸ برای ادامه تحصیل در مدرسه راهنمایی امیرکبیر باغملک ثبتنام کرد و خانواده ناچار به مهاجرت به باغملک شدند،تا در ادامه تحصیل رحیم خللی بوجود نیاید۔
پدر و مادرش، که هر دو از نعمت سواد محروم بودند، روی رحیم حساب ویژهای باز کرده بودند. او نیز قدر این اعتماد را دانست و در پایههای هفتم و هشتم، جزو شاگردان ممتاز مدرسه بود. در پایه سوم راهنمایی،خانواده ناچار به بازگشت به طلاور شدند و برای کاستن از هزینههای تحصیل، رحیم را در مدرسه راهنمایی شهید مدرس صیدون ثبت نام کردند؛ مدرسهای که به زادگاهش نزدیکتر بود.
مهرماه ۱۳۶۱، در پایه اول متوسطه و در رشته علوم تجربی، در دبیرستان دکتر شریعتی رامهرمز ثبتنام کرد و بار دیگر بار و بندیل بست و چهار سال، دور از خانه و خانواده، در شهری غریب به تحصیل پرداخت.
در سال ۱۳۶۶ در کنکور سراسری شرکت کرد و مهرماه همان سال، در رشته کاردانی دهان و دندان دانشگاه علوم پزشکی همدان پذیرفته شد. پس از فراغت از دانشگاه به زادگاهش، باغملک، بازگشت و با عشقی زایدالوصف در مراکز درمانی و بهداشتی مناطق صعبالعبور به خدمت پرداخت.
پس از پایان دوره تعهد پنجساله و حل مشکل سربازی، در مهرماه سال ۱۳۷۴ بار دیگر در کنکور سراسری شرکت کرد و این بار در رشته دکترای پزشکی عمومی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان پذیرفته شد.
سالها به عنوان پزشک در زادگاهش طبابت کرد و همزمان چندین مسئولیت اجرایی را نیز بر عهده گرفت. اما تجربههایش از مشکلات دهان و دندان مردم و خاطراتی که از آن سالها در ذهنش سنگینی میکرد، او را همچنان تشنه آموختن و پیمودن مدارج علمی در رشته دندان پزشکی ترغیب می نمود.
از همین رو، بار دیگر راهی آزمون شد و در مهرماه ۱۳۹۱، در رشته دکترای دندانپزشکی دانشگاه تهران پذیرفته شد. هزینههای زندگی در تهران با شرایط مالی او همخوانی نداشت؛ بنابراین ناچار شد از دانشگاه تهران به دانشگاه علوم پزشکی اهواز انتقالی بگیرد. در آزمون ورودی رشته دندانپزشکی نیز رتبه نخست کشور را به دست آورد.
به این ترتیب، دکتر رحیم براتی به پدیدهای کمنظیر در عرصه پزشکی تبدیل شد؛ پزشکی که دندانپزشک نیز شد و دندانپزشکی که دانش پزشکی را نیز در کارنامه خود داشت.
دکتر براتی سوابق اجرایی گستردهای در سطح استان و مدیریت شبکههای بهداشت و درمان هفت شهرستان دارد و در سالهای مختلف، مدیریت شبکههای بهداشت و درمان شهرستانهای ماهشهر، ایذه و دهدز، باغملک، رامهرمز، هندیجان و هفتکل را بر عهده داشته است؛ تجربهای میدانی که او را با طیف گستردهای از مسائل و چالشهای بهداشتی و درمانی مناطق مختلف خوزستان روبهرو کرده است.
در سطح استانی نیز مسئولیتهایی همچون مشاور رئیس دانشگاه علوم پزشکی اهواز در امور بهداشت، درمان، غذا و دارو، مدیریت نظارت بر درمان دندانپزشکی استان، مدیریت اقتصاد درمان دانشگاه و معاونت اجرایی فوریتهای پزشکی را در کارنامه دارد.
او اکنون معاون توسعه مدیریت و منابع دانشکده علوم پزشکی و خدمات بهداشتی ـ درمانی شوشتر است و ساعاتی از وقت خود را نیز در مطب دندانپزشکیاش در اهواز به خدمترسانی اختصاص میدهد.
با همه این مسئولیتها و مشغلهها، دکتر رحیم براتی اهل مطالعه و کتاب است و "سایهسار خاطرهها"نخستین اثر ادبی اوست؛ اثری که اکنون میتوان به سراغ آن رفت و آن را از منظر نقد و ادبیات به تماشا نشست.
🔹 *ب: سایهسار خاطرهها در ترازوی نقد*
سایهسار خاطرهها روایت زندگی نویسنده را از کودکی و نوجوانی در محیط روستایی و عشایری تا تجربههای تحصیل، مهاجرت، جنگ، ازدواج و شکلگیری هویت فردی دنبال میکند.
به گمان من، مهمترین امتیاز کتاب آنجاست که خاطره شخصی را به حافظه جمعی پیوند میزند. نویسنده صرفاً نمیگوید "بر من چه گذشت"، بلکه در پسِ سرگذشت خویش، تصویری از یک زیستبوم اجتماعی را نیز ثبت میکند؛ محیطی که در آن روستا، کوچ، شالیزار، دامداری، فقر، همیاری، خانواده، جنگ و مهاجرت، دوشادوش یکدیگر قرار گرفتهاند.
از این منظر، کتاب میتواند چیزی فراتر از یک زندگینامه شخصی باشد و بهمثابه سندی از تاریخ اجتماعی یک نسل مورد توجه قرار گیرد.
یکی از نقاط قوت اثر، توجه نویسنده به جزئیات زندگی روستایی و عشایری است. نام مکانها، شیوههای کار و زندگی، کوچ، کشاورزی، چشمهها، کوهها، مناسبات خانوادگی و واژههای محلی، اگر دقیق و درست ثبت شده باشند، ارزش کتاب را از محدوده خاطرات شخصی فراتر میبرند.
این همان نقطهای است که خاطرهنویسی میتواند به مردمنگاری نزدیک شود؛ یعنی نویسنده، آگاهانه یا ناخواسته، چیزهایی را برای آیندگان ثبت کند که با تغییر سبک زندگی، ممکن است برای همیشه از میان بروند.
از منظر نقد ادبی، و تا آنجا که من بررسی کرده ام، نویسنده تا حدود زیادی توانسته است، از زندگی خویش، تصویری از یک نسل بسازد؟
بر اساس ساختار کتاب، سایهسار خاطرهها در سه محور عمده پیش میرود: یادمان کودکی و نوجوانی، هویتیابی و هویتسازی. این تقسیمبندی از نظر مفهومی قابل دفاع است؛ زیرا زندگی انسان را صرفاً به ترتیب تقویمی دنبال نمیکند، بلکه آن را همچون فرآیندی برای ساختهشدن شخصیت و شکلگیری هویت انسان میبیند.
با این حال، در خاطرهنگاری، صرفاً پشت سر هم آوردن خاطرات کافی نیست. خاطره هنگامی به ادبیات نزدیک میشود که میان حادثهها، انتخاب، حذف، تعلیق، زاویه دید و پیوند معنایی ایجاد شود.
در برخی بخشها، اگر خاطرات بیشتر به گزارش رویدادها نزدیک شده باشند تا روایت ادبی، میتوان این موضوع را یکی از زمینههای قابل تأمل و نقد اثر دانست.
سایهسار خاطرهها، عنوانی شاعرانه دارد؛ اما عنوان شاعرانه الزاماً به معنای زبان شاعرانه نیست.
در این اثر، بهویژه در بخشهایی که به کودکی، روستا، کوچ، کوه و طبیعت مربوط میشود،نویسنده با زبان بومی و تصویرپردازی خوب توانست، یکی از بهترین آثار ادبی را در منطقه منگشت رقم بزند۔
به گمان من، نویسنده در این زمینه موفق عمل کرده است. او در بسیاری از موارد به جای آنکه صرفاً شرایط دشوار زندگی را توضیح دهد، آن را به تصویر کشانده است.
کلید واژه هایی چون :دود اجاق، پای برهنه کودکان، صدای گوسفندان، مسیر چشمه، دستهای پینهبسته پدر، بوی برنج تازه و گرمای آفتاب جنوب، در روایت او تنها واژه نیستند؛ بلکه هر کدام به عناصر زنده این مجموعه خاطرات تبدیل شدهاند.
خواننده دیگر صرفاً سختی را نمیخواند؛ بلکه آن را احساس میکند و با آن همنوا میشود.
یکی دیگر از وجوه قابل توجه کتاب، ثبت روابط اجتماعی، فرهنگ محلی، فقر، آموزش، مهاجرت و تغییر سبک زندگی است.
از این منظر، ارزش کتاب تنها در این نیست که بدانیم رحیم براتی چه کرده است؛ ارزش آن در این است که بفهمیم انسانهایی از نسل او چگونه زندگی میکردند، چه آرزوهایی داشتند، با چه موانعی روبهرو بودند و چگونه از دل محرومیت و تنگنا، راهی به سوی دانش، آگاهی و پیشرفت گشودند.
در اینجا خاطرات رحیم براتی صرفاً تصاویر مرده گذشته نیستند؛ سایههایی هستند که همچنان بر زندگی امروز نویسنده افتادهاند.
بهخصوص هنگامی که کودکی در محیط روستایی و عشایری با سالهای بعد زندگی مقایسه میشود، "خاطره" دیگر فقط یادآوری گذشته نیست؛ به پناهگاهی روانی تبدیل میشود که انسان در میانسالی و سالهای پختگی، دوباره به آن بازمیگردد تا ریشههای خویش را پیدا کند.
شاید به همین دلیل است که در بسیاری از خاطرهنگاریهای موفق، نویسنده در ظاهر از گذشته سخن میگوید، اما در باطن درباره اکنون حرف میزند.
سایهسار خاطرهها نیز بیش از آنکه صرفاً روایت یک فرد باشد، روایت عبور یک نسل از جهان سنتی به جهان جدید است؛ نسلی که از کوچ و روستا و شالیزار آغاز کرد، با فقر و محرومیت دستوپنجه نرم کرد، به مدرسه و شهر و دانشگاه رسید، جنگ را تجربه کرد و سرانجام بخشی از آن جهان کهن را در حافظه خود به جهان امروز آورد.
ارزش اصلی کتاب دقیقاً در همین نقطه شکل میگیرد؛ جایی که خاطره شخصی با حافظه جمعی تلاقی میکند.
🔷 *ج: از منظر ساختار و زبان*
اگر کتاب را فصل به فصل و از منظر ساختار، نثر، شخصیتپردازی، زاویه دید، زمان روایت، خاطرهپردازی، توصیف طبیعت و فرهنگ بومی بررسی کنیم، با مجموعهای از نقاط قوت و نیز کاستیهای زبانی و ادبی روبرو خواهیم شد.
ساختار کلی اثر قابل قبول است و خط سیر زندگی نویسنده برای مخاطب روشن دنبال میشود. روایت، بهخصوص در بخشهای مربوط به کودکی و نوجوانی، از ظرفیت بالایی برای تبدیلشدن به یک اثر ادبی برخوردار است.
شخصیتها نیز در بسیاری از قسمتها نه صرفاً به عنوان نامهایی در حاشیه زندگی نویسنده، بلکه به عنوان بخشی از فضای اجتماعی و عاطفی روایت حضور دارند.
با این همه، به گمان من، یکی از مهمترین کاستیهای کتاب در همین نقطه نهفته است: برخی ظرفیتهای ادبی و تصویری اثر آنگونه که شایسته بوده، صیقل نخوردهاند.
گاه تصویرها شکل گرفتهاند، اما میشد آنها را با اندکی پرداخت ادبی، انتخاب دقیقتر واژهها و حذف برخی توضیحات، ماندگارتر کرد.
برخی صحنهها به اندازهای ظرفیت تصویری و عاطفی دارند که میتوانستند از یک خاطره ساده فراتر بروند و به یک قطعه ادبی درخشان تبدیل شوند.
به تعبیر دیگر، ماده اولیه این کتاب، یعنی خاطرات، تجربهها، فرهنگ بومی و جهان کودکی نویسنده، ارزشمند است؛ اما در برخی قسمتها هنوز میتوانست در کارگاه ویرایش ادبی، بیشتر تراش بخورد و صیقل یابد.
البته این نکته بیش از آنکه عیب نویسنده باشد، شاید به کمبود مشاوره و ویرایش ادبی پیش از چاپ بازگردد. نویسنده پزشک و مدیر است و سایهسار خاطرهها، نخستین تجربه او در عرصه ادبیات است؛ بنابراین طبیعی است که در کنار روایت صادقانه و ارزشمند او، جا برای یک بازنگری عمیقتر نیز وجود داشته باشد.
کاش پیش از انتشار کتاب، متن با ادیبی آشنا با خاطرهنگاری و ادبیات بومی مورد بازنگری بیشتر قرار می گرفت، تا برخی ظرفیتهای پنهان آن آشکارتر شود.
با این حال، این کاستی نباید ما را از ارزشهای اصلی اثر غافل کند. سایهسار خاطرهها، کتابی است که از دل تجربه زیسته نویسنده بیرون آمده و مهمتر از آن، بخشی از زندگی و فرهنگ نسلی را ثبت کرده است که اگر امروز نوشته نشود، شاید فردا بسیاری از جزئیاتش دیگر قابل بازیابی نباشد.
دکتر رحیم براتی در این کتاب، گذشته خویش را نبش قبر نکرده است؛ بلکه آن را از زیر غبار زمان بیرون کشیده، گردگیری کرده و پیش روی مخاطب گذاشته است.
شاید بتوان گفت سایهسار خاطرهها، بیش از آنکه کتابی درباره گذشته باشد، گفتوگویی میان گذشته و امروز است؛ گفتوگویی میان کودکی که در طلاور و میان کوه و شالیزار و کوچ بالیده و مردی که سالها بعد، در قامت پزشک، دندانپزشک و مدیر، به همان نقطه بازگشته تا ریشههای خود را دوباره به یاد آورد.
و درست در همین بازگشت است که خاطره، از یک امر شخصی عبور میکند و به بخشی از حافظه یک سرزمین بدل میشود.
سایهسار خاطرهها شاید هنوز برای رسیدن به یک اثر ادبی تمامعیار، به اندکی پرداخت و صیقل بیشتر نیاز داشته باشد؛ اما بیتردید، ماده خام ارزشمندی برای ثبت تاریخ اجتماعی، فرهنگ بومی و تجربه زیسته نسلی از مردم خوزستان در اختیار خواننده میگذارد.
این کتاب را میتوان روایت صادقانه مردی دانست که از سایه کوهساران و شالیزارهای طلاور آغاز کرد، از راههای دشوار تحصیل و مهاجرت گذشت، به دانشگاه و پزشکی و دندانپزشکی رسید و سرانجام در میانسالی، به جای آنکه گذشته را فراموش کند، به سراغ خاطراتش رفت تا نشان دهد آدمی هرقدر از مبدأ خویش دور شود، باز هم بخشی از وجودش در همان کوچههای خاکی، کنار همان چشمهها، زیر همان بلوطها و در سایه همان خاطرات جا مانده است.
سایهسار خاطرهها، در نهایت، قصه رفتن است و بازگشتن؛ قصه انسانی که برای ساختن آینده، گذشتهاش را پشت سر نگذاشت، بلکه آن را با خود به آینده برد.
*محمد شریفی*
۱۷ شهریور ۱۴۰۵ - اهواز