1405/08/14 02:46


323883
تاریخ انتشار: 1405/08/14 00:32
یادداشت|فرهاد بابلی
ایران زمانی می‌تواند از شرایط جدید به سود منافع ملی بهره‌برداری کند که دیپلماسی فعال را با بازدارندگی معتبر، آمادگی دفاعی حداکثری و پیشگیری از غافلگیری پیوند دهد،نه اعتماد بدون تضمین راهبرد درستی است و نه نادیده گرفتن فرصت‌های مذاکره،بلکه معیار موفقیت، جلوگیری از جنگ، کاهش تهدیدات، حفظ حقوق ملی و دستیابی به منافع واقعی و پایدار خواهد بود.

پایگاه خبری عصرجهان؛ فرهاد بابلی - دانش‌آموخته علوم سیاسی و پژوهشگر مسائل سیاسی ـ امنیتی✍️تحولات انتخاباتی آمریکا و اسرائیل را باید فراتر از رقابت‌های حزبی و جابه‌جایی قدرت سیاسی، در چارچوب تغییر محاسبات راهبردی و آینده نظم امنیتی غرب آسیا تحلیل کرد، پیروزی دموکرات‌ها در کنگره آمریکا و نرسیدن ائتلاف نتانیاهو به اکثریت پارلمانی،می‌تواند محدودیت‌های سیاسی جدیدی برای واشنگتن و تل‌آویو ایجاد کند و هزینه ادامه تقابل نظامی با ایران را افزایش دهد،بااین‌حال، این تحولات لزوماً به معنای کاهش تهدید یا تغییر بنیادین سیاست‌های امنیتی آنها نیست.

مسئله اصلی این است که آیا محدودیت‌های سیاسی جدید در آمریکا و اسرائیل می‌تواند زمینه‌ساز کاهش تنش و توافق با ایران شود، یا رقابت‌های داخلی و نگرانی از تضعیف بازدارندگی، آنها را به سمت رفتارهای تهاجمی‌تر سوق خواهد داد؟

از منظر واقع‌گرایی سیاسی، دولت ترامپ با محدودیت‌های بیشتر کنگره و فشار افکار عمومی درباره هزینه‌های تقابل مواجه خواهد شد و ممکن است به‌جای جنگ گسترده، ابزارهایی مانند تحریم، فشار اقتصادی، عملیات اطلاعاتی و مذاکرات محدود را در اولویت قرار دهد. در اسرائیل نیز بحران تشکیل دولت می‌تواند قدرت مانور نتانیاهو را کاهش دهد؛ اما احتمال بهره‌برداری از تهدید خارجی برای بازسازی موقعیت سیاسی و تشدید تنش با ایران همچنان وجود دارد.

 نکته تعیین‌کننده، تفاوت میان محدودیت سیاسی و ضعف راهبردی است،وتغییر ترکیب پارلمان‌ها الزاماً توان نظامی، اطلاعاتی و عملیاتی آمریکا و اسرائیل را کاهش نمی‌دهد،حتی احتمال دارد محدود شدن فرصت‌های سیاسی، برخی تصمیم‌گیران را به اقدامات شتاب‌زده و محاسبات پرخطر سوق دهد،بنابراین، احتمال جنگ گسترده، درگیری محدود و استمرار تقابل ترکیبی را باید هم‌زمان در محاسبات امنیتی لحاظ کرد.

 از منظر نظامی، جمهوری اسلامی باید ضمن حفظ اعتبار بازدارندگی، آمادگی دفاعی و امنیتی خود را حتی بیش از گذشته تقویت کند اگرچه نیروهای مسلح کشور از آمادگی و ظرفیت‌های دفاعی برخوردارند، اما احتمال حملات غافلگیرانه، عملیات سایبری و تهدید زیرساخت‌های حیاتی، ضرورت هوشیاری مستمر و آمادگی برای سناریوهای مختلف را دوچندان می‌کند،آمادگی برای جنگ به معنای استقبال از جنگ نیست؛ بلکه شرط اساسی جلوگیری از غافلگیری و حفظ امنیت ملی است.

در این میان، امنیت خلیج فارس، تنگه هرمز و منافع اقتصادی کشورهای منطقه، ظرفیت مهمی برای فعال‌سازی دیپلماسی ایجاد می‌کند،بنابراین ایران می‌تواند با بهره‌گیری از نگرانی مشترک بازیگران منطقه‌ای نسبت به گسترش جنگ، زمینه تفاهم‌های امنیتی و کاهش تنش را فراهم کند؛ اما نباید اختلافات راهبردی با آمریکا و اسرائیل یا نقش بازیگران منطقه‌ای را نادیده بگیرد.

 از منظر راهبردی، ایران باید دیپلماسی مرحله‌ای و مشروط را در پیش گیرد؛ به‌گونه‌ای که هرگونه توافق هسته‌ای، امنیتی یا اقتصادی، متقابل، قابل راستی‌آزمایی و دارای ضمانت اجرایی باشد. جلوگیری از تجاوز نظامی، رفع مؤثر تحریم‌ها، احترام به حقوق قانونی ایران و ایجاد سازوکارهای مدیریت بحران باید از محورهای اصلی هرگونه مذاکره باشد،ودر این مسیر، حفظ انسجام ملی و هماهنگی میان دیپلماسی و ساختار دفاعی کشور اهمیت تعیین‌کننده دارد.

جمع‌بندی و نتیجه نهایی:

تحولات انتخاباتی آمریکا و اسرائیل نه به معنای پایان تهدید علیه ایران است و نه به‌تنهایی تضمین‌کننده موفقیت دیپلماسی؛ بلکه فرصتی برای بازنگری در محاسبات راهبردی و استفاده هوشمندانه از محدودیت‌های سیاسی رقباس،ومحتمل‌ترین مسیر می‌تواند تداوم تقابل ترکیبی در کنار تلاش‌های مقطعی برای مدیریت بحران باشد؛ هرچند احتمال توافق محدود یا بازگشت به درگیری نظامی نیز منتفی نیست.

 ایران زمانی می‌تواند از شرایط جدید به سود منافع ملی بهره‌برداری کند که دیپلماسی فعال را با بازدارندگی معتبر، آمادگی دفاعی حداکثری و پیشگیری از غافلگیری پیوند دهد،نه اعتماد بدون تضمین راهبرد درستی است و نه نادیده گرفتن فرصت‌های مذاکره،بلکه معیار موفقیت، جلوگیری از جنگ، کاهش تهدیدات، حفظ حقوق ملی و دستیابی به منافع واقعی و پایدار خواهد بود.

✍️ فرهاد بابلی

🎓 دانش‌آموخته علوم سیاسی و پژوهشگر مسائل سیاسی ـ امنیتی

۱۴۰۵/۰۸/۱۳

برچسب ها:
فرهاد بابلی ؛

بیشتر بخوانید :



Copy Right 2013 Artmis.ORG