1405/03/28 19:07


42882
تاریخ انتشار: 1395/05/29 14:30
یاداشت دریافتی از ساسان امینی خطاب به تاجگردون/
چرا سهم استان ما از شعله هاي سر به فلك كشيده برج هاي نفتي و گازي شهرستان های گچساران و بهمئي همانند روشنايي هاي دور دست كودكی ايلاتمان باشد كه هر كدام در كوهي در حال سوختن هستند و وقتي براي سهم خواهي به حقمان نزديكشان مي شويم با گرمي تعصبات و تبعيضاتشان دورمان ميكنند و راهي هم بر اعتراضمان نيست؟

عصرجهان/ ساسان امینی
به نام قادر متعال
جناب آقای دكتر غلام رضا تاجگردون
نماینده محترم گچساران و رئیس رياست محترم كميسيون برنامه و بودجه مجلس-سلام عليكم.
ميدانم آنقدر بي نام و نشان هستم كه شايد مجالي به انديشه حضرت عالي خطور نكند؛ چگونه مي شود دل يك جوان از هزاران جوان هم استاني اينقدر پر ابهام و سوال باشد . اما با اين همه كه مي دانم در حد و حساب آن همه اسم هاي بزرگ و چه بسا گنده كه روزانه با جنابعالي در تماس هستند و به خيال خودشان براي شما پرده از مشكلات استانمان برميدارند ؛ با اين وجود دست به قلم برميدارم و از زوايه هاي پنهان سوالات و مشكلات جوانان و ساكنان اين استان براي شما شرح هزارن صفحه را در ١٢بند بسيار خلاصه ميكنم . چرا كه فصل ؛ فصل درو كردن است  با توجه به سفر دولت تدبير و اميد و اميد همه ما خوشه چينان به شلخته درو كردن است.


و اميدوارم اگر نامه ام به چشمان پر لطفتان خورد با خواندنش زود هنگام به آرشيو هزارن نامه رسيده به دست و نگاهت نسپاريدش. نسپاريدش چرا كه عام است. نسپاريدش و به ابهامات جواناني فكر كنيد كه تا به صبح انتخابات با يكي به يكي رو شدن تعرف هاي بود و نبود ؛ نام بزرگتان آرايش ضربان قلبشان نامنظم ميزد تا با ٧٣٪اميد با زندگي به روال عادي خودش برگشت.
بلي ؛ جناب دكتر عزيز:
من فرزند كهگلويه ايم با گلويي پر از بغض هاي بمب اميدي و نااميدي كه اگر رها شوند ؛ ناكازاكي ها و هيروشيماها را هم رو سفيد خواهند كرد.بغض هاي كه دو سر بازه  ابتدا و انتهايش  همه جوانان آماده به صف هستند.
استاني كه به خوبي مي دانيم از ٥ جهت با بزرگترين استان ها همجوار است ؛ اما چرا نتواند از جايگاهش حتي به سبك عهدهاي قديم ماليات ورود و خروج از گذرگاهايش را به حق وصول كند.استاني كه در نقشه ايران عزيزتر از جانمان فقط گذرگاهايش بارها و طرح هاي اقتصادي را حمل مي كند و حتي هزينه عبور...
جناب آقاي دكتر تاجگردون : دوستت دارم از اين رو كه مكافاتت ميدهم (تاگور).
همه ما به خوبي يادمان هست عصر آن تابستاني كه در جمع دوستانتان فرموده ايد : "اميدوارم آنقدر خراب نكنيم كه وقتي دوباره سعي بر احياي آن داشته باشيم "
حال بنده كه نميگوييم به كلي خراب شده است ؛ نه!!اما اي كاش از جوانان صاحب سبك و ايده اي كه هر روز سهمشان از زندگي طناب دار مي شد مشاوراني گرداگرد خود جمع مي كرديد تا شاهد خيلي از آمارهاي مبهوت كننده در زمينه خودكشي بخصوص براي جوانان نبوديم.جواناني كه تمامي دارايشان از ايراني غني تنها٤٥/٥٠٠هزار تومان يارانه است كه از خوان دولت كه مي گذرد در جيب پدران بيكارتر از خودشان توقفي پايدار ميكنند تا زماني كه مرگي رقم خورد.
شهريارا:
راي بالاي٧٣٪ بيانگر نگاه استاني و ملي به جنابعالي ست.چرا كه همه ما به خوبي مي دانيم حوزه انتخابيه گچساران و باشت را به خوبي مي توان محل تضارب اراي انواع نژاد هاي ايراني دانست ؛ نسبت به ساير حوزه هاي انتخابيه استان فقير ؛ ثروتمندمان.
حال با اين گفته هاي اندك كه گهگاهي با تصاوير فقر و بدبختي كه در ذهنم ساخته مي شوند و چشم هايم را به اشك باز مي كنند ؛ از استان در چنگال فقر ؛ بيكاري ؛ طلاق و جديدا خودكشي برايتان روايت مي كنم.و سوالات و ابهامات را به نمايندگي از جوانان اين استان خدمات شهرياري كه به حقيقت دوستش داريم مطرح ميكنيم ؛ باشد كه جوابگو باشيد .چرا كه "" ﺷﻬﺮ ﯾﺎﺭﺍﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺧﺎﮎ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﺩﯾﺎﺭ
ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﮐﯽ ﺳﺮ ﺁﻣﺪ ﺷﻬﺮﯾﺎﺭﺍﻥ
ﺭﺍ ﭼﻪ ﺷﺪ""
لازم به ذكر است جنابعالي را به اين لحاظ از ميان نمايندگان استان عزيزمان انتخاب كرده ام كه تجربه كاريتان بيشتر است و دستتان براي اقدام باز تر و الا همه نمايندگان فعلي مان هم عزيزند و هم بزرگ.
١) چرا با وجودي كه همه ما به خوبي ميدانيم استانمان به لحاظ برخورداري از ظرفيت هاي بزرگ اقتصادي و نعمت هاي بزرگ الهي در طرح مقياس بندي به واحد هاي ايالتي  نسبت به همه استان هاي ايران عزيزمان خود كشوري٤ فصله مي شود؛ اما باز هم در زمينه هاي گوناگون بيكاري ؛ فقر ؛ طلاق و خودكشي رقم ها را به صعودي نجومي در مي نوردد؟
٢) چرا در استاني كه مردمانش در همه صحنه هاي تاريخي كشورشان حضوري برتر داشتند بايد بعلت ريشه هاي فقر و نداري ساليان سال بايد مسير هاي خطرناك شهرهاني مرزي و برون مرزي را بپيمايند تا بتوانند روزشان را به صبح برسانند ؛ تا مبادا فقر اراده و هستيشان را خوردتر از گذشته كند.با فرض نگرفتن خطرات تصادف هايه كه باز هم در كشورمان ركورد ميزند و ساير عوامل تشديد كننده.
٣) چرا طرح هاي بزرگي كه با هزارن تلاش و يا از سر مجبوري براي روشن ماندن كلان شهر هاي ديگر در استانمان كليد مي خورد بايد سرمايه گذارنش غيربومي باشند و يا هم به دست بي مهر عواملي سپرده شوند كه تبعيض و رابطه چاشني كارشان است.
"اين در حالي است كه جنابعالي هميشه با دو عامل تبعيض و رابطه سر سازش كاري نداشتيد "
٤) چرا سهم استان ما از شعله هاي سر به فلك كشيده برج هاي نفتي و گازي شهرستان های گچساران و بهمئي همانند روشنايي هاي دور دست كودكی ايلاتمان باشد كه هر كدام در كوهي در حال سوختن هستند و وقتي براي سهم خواهي به حقمان نزديكشان مي شويم با گرمي تعصبات و تبعيضاتشان دورمان ميكنند و راهي هم بر اعتراضمان نيست؟
٥) چرا برنامه اي كلان در سطح استاني و ملي براي معتادان و برگرداندان آنان به محيط جامعه و خانواده هايشان نداريم؟؟ مگر يادمان رفته كه اعتياد جرم نيست و بيماريست؟؟پس كدامين راه نجات؟؟
شهريارا :
برگرداندن حتي يك نفر از خيل عظيم معتادان استانمان در سال هم كه باشد بخداي بزرگ خود كم طرح بزرگي نيست كه در خاطره ها بماند.برنامه اي كه انجام دادنش هر روزمان را مي تواند براي مردمان مفيدتر كند.
 مگر امروز جنگ نيست؟؟ مگر شهادت نيست؟؟ مگر جانبازي نيست؟؟ مگر ايثارگري نيست؟؟
جنگ امروز يعني : مبارزه با مفسدان،رانت خوران و مبارزه ناهنجاری های اخلاقی و فرهنگی
شهادت امروز يعني : جان دادن در را ه آرمان ها-جان دادن برای ريشه كنی بيكاري؛ فقر؛ طلاق و خودكشي و
جانبازي امروز يعني : جان و جايگاهت متعلق به مردم باشد  
ايثارگري امروز يعني : ترغيب بخش خصوصي و خيران جهت باز کردن گرهی از کار مردم با رعايت اخلاق و قانون در قراردادها
٦) چرا بايد هر روز به تعداد كودكان كاري كه با بسته هاي دستمال كاغذي و يا ترازو بدستي روبه رو شويم؟؟
اصلا خود اين كودكان هم به خوبي مي دانند كه جوانان شهرشان هر روز تر سبك تر و اعتياد نابودترشان ميكند.و جواني خود را به انتظار مي نشينند.
كودكاني كه چند صباحي ديگر هم كسي پيدا نميكنند وزن كنند بجز اندك سرمايه دارن هر روز قوي تر.
٧) امار هاي طلاق استانمان را كه ديده ايد.چند نفر از زنان استانمان سرپرست خانوارند و از كجا خرج فرزندانشان را تهيه مي كنند؟؟چند نفر بد سرپرست هستند؟؟
٨) آيا ميدانيد در چند هفته پيش و ظرف يك هفته ؛ ١٠نفر از هم استاني هايمان اقدام به خودكشي كرده اند؟
اين در حالي است كه نسبت به سال ٩٤ ؛ ٣٥٪ رشد داشته ايم و براي فاجعه بار بودن با نگاه به نرم كشوري به عدد هاي ٨/٨ و ٢٤٪ مي خوريم.
٩) آيا ميدانيد تعداد جوانان بيكار ١٥تا٢٤  ٦٣٠٦ تا هستند.و تعداد فارغ التحصيان ان ١٥٦٥٤؟!!
١٠) چرا با توجه با اينكه تمامي استانمان جنابعالي را شهريار استانمان ميداند نگاهتان را به كليه استان نمي اندازيد؟؟استاني كه چشم اميدش به جنابعاليست.
١٠) يكي ديگر از ﻇﺮﻓﯿﺖ ﻫﺎﯼ ﻣﻄﻠﻮﺏ ﮐﻬﮕﯿﻠﻮﯾﻪ ﻭ ﺑﻮﯾﺮﺍﺣﻤﺪ ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﯽ مناطق گردشگري ؛  سياحتي و زيارتي است.
حالا با توجه به اين داشته ها چرا طرح هاي مربوط به تبديل استان به استان هدف گردشگران جنوب شرق و مركز ايران و حتي حوزه خليج فارس چاره اي انديشيده نشده و اگر شده است در چه مرحله اي قرار داريم؟؟
١١) با توجه به ضرورت وجود معلماني به روز و كار آمد جايگاه دانشگاه فرهنگيان استان نيازمند نگاه هاي دلسوزانه جنابعالي ست.دانشگاهي كه حتي از وجود كوچكترين زير ساخت هاي ممكن براي دانشگاه شدن محروم است.حال چرا با توجه به اينكه زمين لازم براي احداث دانشگاه فرهنگيان خريداري شده اما اين پروژه همچنان به حال خودش رها شده و اغازي ندارد؟؟
١٢) آيا كوتاهي و عدم همراهي نمايندگان اين استان به خصوص جنابعالي كه عزيز دولت هستيد در آمدن دولت بعنوان آخرين استان كشور نقشي داشت يا ساير عوامل؟؟
دكتر عزيزمان و مايه مباهات استانمان:جنابعالي بعنوان رئيس كميسيون برنامه و بودجه نقش مهم و ملي اي داريد كه بر كسي پوشيده نيست.و همه ما دوست داريم از اين جايگاه استانمان بيشترين برخورداري را داشته باشد.
و من هم به نمايندگي از جواناني برايتان سخن ميگويم كه روز هاي پر تب و تاب انتخاباتي جنابعاي سر از پا نمي شناختند تا به وظيفه خودشان عمل كرده باشند كه الحق و انصاف عمل كردند.اما بعضي از اين جوانان چه بسا بخاطر مشكلاتي كه در اين نامه برايتان مختصري ذكر كرده ام خودكشي كردند و از رسيدن هاي ١٣٩٦و ١٤٠٠ها نا اميد.
جناب اقاي دكتر تاجگردون ؛ لطفا تاجي كه مردم به حق بر سر شما نشانده اند بيشتر توجه كنيد و بدانيد چگونه مي توان حفظش كرد.قدر بدانيد و هر روز را مغتنم بشماريد كه به حقيقت زمان زيادي از آن وقت آزادتان نمي خواهد تا روزي از سر اتفاق به گوشه و كناره هاي پارك هاي استانمان برويد و صحنه هاي جوانان بيكار را تماشا كنيد.تا بيش از گذشته نسل فرداي هم قطاران فرزندانتان را نا اميد بيني.جواناني كه روز به شب مي رسانند و تنها برنامه زندگيشان را لحظه ها مي رسانند نه راهبردهايشان.
بلي دكتر جان :روحمان خراشيده-نفسمان بند بند مي زند  و آينده چون شبي تار زندگيمان را در لحظه مي خواند.
گتساخي نماينده فرزندانت را ببخش كه من ١٣٩٦ها را ميبينم بدون چشم اندازي....
ساسان اميني
دانشجوي دانشگاه فرهنگيان
مطلبی که خوانید از سری یادداشت های مخاطبین عصرجهان بود انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

برچسب ها:
ساسان اميني ؛



Copy Right 2013 Artmis.ORG