1405/03/18 20:19


5771
تاریخ انتشار: 1394/04/26 14:27
در گذشته بین تکنوکرات یا فن سالار با بروکرات یا دیوان سالار چندان تفاوتی نبود و دیوان سالاران مدیریت اندک سازمان های موجود عمدتاً دولتی را بر عهده داشتند.

اسماعیل کمالی کنشگر سیاسی-اجتماعی در مطلبی با عنوان "سید خلف باز نشسته می شود اما تکنوکرات نمی شود" در پایگاه اطلاع رسانی عصرجهان نوشت:

اما تکنوکراسی به معنایی که امروز بکار می بریم با شیوع علم جدید شکل می گیرد و قدمت آن به حدود 300 سال قبل بر می گردد. با گذر زمان و پیشرفت اقتصادی بویژه در قرن بیستم قشری از مدیران پیدا شدند که خادمان سازمانهای موجود در بخش خصوصی یا در بخش دولتی بودند. این مدیران یا به زبان امروزی تکنوکراتها، اهل فن و تخصص بودند. الته باید تأکید کنم که در ایام قدیم سیاستمداران با تجربه و دیوان سالاران هم اهل تخصص بودند اما آنها را بروکرات میگویند چون فقط در بدنه سازمانهای دولتی بودند و به شیوۀ سنتی، سازمانهای تحت مدیریت خودشان را اداره می کردند. امروزه مدیریت چه در سازمان های دولتی و چه در سازمانهای خصوصی علاوه بر اصول مشترک و عمومی دانش مدیریت، ویژگی های متفاوتی نیز دارد که بستگی به مأموریت سازمان دارد با این حال از یک دیدگاه ساده تکنوکراتها، مدیرانی اهل تخصص و درس خوانده در رشته های متفاوت هستند که به علم جدید و مدیریت روز آگاه اند و اداره سازمانهای دولتی یا خصوصی را به عهده دارند.

در دورۀ قاجاریه چند وزارتخانه محدود در کشور وجود داشت که توسط بروکراتها(دیوان سالاران) اداره می شد دورۀ بعد از نهضت مشروطه و سپس دوره های پهلوی اول و دوم زمان بزرگ شدن ادارات و سازمانهغای دولتی است. مثلا قبل از آن بانک وجود نداشت و بطور اولی بانک مرکزی هم وجود نداشت. در نتیجه اهل تخصصی هم برای مدیریت این نهادها مورد نیاز نبود. بعد با شکل گرفتن بانکهای دولتی و تأسیس بانکهای خصوصی و پیدایش نهادی بنام بانک مرکزی و ایجاد نظام بانکی، نیاز به تکنوکراتهایی برای ادارۀ این نهادها بوجود آمد.

در ایران با ورود علوم و فنون جدید پای تکنوکراتهای قبلی به جامعه ما باز می شود اما در دوران پهلوی هاست که تکنوکراسی در کشور ما وزن و اهمیت بیشتری پیدا می کند. یک نمونه آمریکایی هایی هستند که سازمان برنامه را راه انداختند، نمونه قدیم تر آن هم شرکت نفت است که مدیران و تکنوکراتهای انگلیسی در آن مشغول بودند و پالایشگاه آبادان و سایت مسجد سلیمان را اداره می کردند. این افراد روش و منش تکنوکراسی یا فن سالاری را به ایران  آوردند.

بعد از جنگ جهانی دوم است که تفکرات مدیریتی در ایران شیوع پیدا می کند و دانشکده های مدیریت در دو دهه 1950 و 1960 کار خود را از دانشگاه تهران آغاز می کنند و به همین منوال بحث مدیریتی در عرصۀ عمومی و خصوصی شایع می شود و مؤسسات آموزش مدریت و فنون مختلف به سرعت در دهه های بعد رشد می کنند و این روند در بعد از انقلاب هم ادامه پیدا می کند بدین صورت نیاز به شکل گیری گروهی از اهل تخصص ایجاد شد. روی اهل تخصص اصرار زیادی دارم چون بعد از انقلاب اسلامی، عده ای که به این مسائل آشنا نبودند جنجالی علیه اهل تخصص یا تکنوکراتها راه انداختند و دعوای تخصص و تعهد را شروع کردند و این مشکل سی و چند ساله تا به امروز هم ادامه دارد گرچه امروزه کم رنگتر شده است دلیل اصلی کم رنگ شدن آن هم این است که همان حوانان انقلابی که متعهد بودند و به جای متحصصان نشستند طی این سی و چندساله متخصص شدند و اغلبشان، یعنی آنهایی که استعداد داشتند متخصص و تکنوکرات شدند. این که ما هزینۀ زیادی پرداخت کردیم تا بفهمیم که دنیای مدرن دنیای پیچیده ای است و سازمان ها را باید اهل تخصص اداره کنند من فکر می کنم اکنون اکثریت این مسئله را پذیرفته اند اگر چه هنوز هم هسته های گزینشی که به تکنوکراسی ضربه زدند، فعال هستند اما به شدت قبل اثرگذار نیستند چون همان جوانان قدیم امروز پخته تر شده اند و دیگر چندان احساسی تصمیم نمی گیرند و خودشان تکنوکرات شده اند و از طرف دیگر مسئولان نظام خود به اهمیت تکنوکراسی و لزوم آن پی برده اند.

افول تکنوکراسی در دوران بعد از انقلاب مربوط به دورۀ 8 سالۀ دولت نهم و دهم بود در دوره بعد از انقلاب، سوای سالهای نخست پیروزی انقلاب، تا سال 1384 افول تکنوکراسی به آن معنا نداشتیم درست است که همواره تغییرات در استفاده از تکنوکراتها داشتیم اما به این شدت نبود از طرفی تا این زمان دیگر همه فهمیده بودند که تغییرات مداوم و اتوبوسی چه هزینه ای به کشور تحمیل می کند اما وقتی آقای احمدی نژاد و دولت اصولگرا سر کار آمدند با نهایت شدت این تغییر انجام گرفت و اغلب مدیران با تجربۀ قبلی برکنار و افراد خام و بی تجربه ای سرکارآمدند که اتفاقاً از قضا استعداد چندانی نداشتند و در 8 سالی که مدیرت کردند نشان نداند که تجربۀ چندانی اندوخته اند با این همه امروزه همه متفق القول اند که در سال 84 نوعی ایدئولوژی پوپولیستی سرکار آمد که حرفهای عوام فریبانه ای زد و دنیا و مدیریت جدید را به سخره گرفت.

    در پایان دولت دهم که جریان اصول گرایی به دلایلی که ذکر شد رو به افول نهاد در انتخابات شورای اسلامی شهر اهواز به دلیل ساختار قومیتی و ابطال شورای اصلاح طلب سوم، شورایی از دل انتخابات سال 92 بیرون آمد که اکثریتی اصول گرا داشت و این شورا نیز شهرداری نه تکنوکرات که شهرداری سیاسی بنام سید خلف را به منصه ظهور نهاد .

برای مرور روند توسعۀ شهری باید عقب گردی کنیم به آغاز اصلاحات شهری در اهواز که با ورود شهرداری تکنوکرات و توانمند بنام شمسایی تجلی پیدا کرد. شورای سوم اگرچه جنجالی بود و این جنجالها نهایتن به ابطالش رأی داد اما کارنامه ای درخشان به پیشانی دارد که مهمترینش علی رغم همۀ روایتها استفاده از تکنوکراسی در شهردارییِ شد که عمری آغشته و درگیر بروکراسی بود. شمسایی به تنهایی به شهرداری نیامد بلکه متخصصین و مشاورین صنعت برق و نفت و حتی آلمانی ها و ایتالیایی ها را به یاری طلبید تا انقلابی با مطالعه، در مدیرت 18 ماهه اش در زمینه ی احیای سازمان توسعه و برنامه شهری و ایجاد سازمانهایی که تحت لیسانس شهرداری تهران ایجاد شدند تا اهواز در زمان کوتاهی تغییر چهره دهد و البته مردم فهیم اهواز قدردان مدیران تکنوکرات خود خواهند بود.

اما مهمترین دستاورد شورای سوم و شمسایی قراردادن شهرداری بروکراسی زده ی اهواز روی ریل توسعه و تکنوکراسی بود که خوشبختانه بعد از آن هم منصور کتانباف شهرداری که از تعهد به تخصصص رسیده بود و سابقۀ مدیریت در شهرداری تهران از او تکنوکراتی کارکشته ساخته بود قطار توسۀ شهری را سرعت بخشید و با تلاشی بی نظیر رنگ رخساره ی اهواز برافروخته کرد.

به گونه ای که اگر شهروندی اهواز را قبل از شمسایی ترک و بعد از کتانباف درک می کرد شهری دیگر را مشاهده می کرد که البته اهواز با این همه محرومیت هنوز بسیار جای کار دارد.

قبل به ذکر است در سال 92 با آغاز به کار شورای چهارم و آغاز به کار قطار توسعه و عمران و تکنوکراسی به پایین ترین سرعت خود رسید، بنا به نظر برخی کارشناسان مدیرت شهری در دوران جنگ برتری بسیار به این دوره ی پر افت دارد از ابتدا همه شروع به کار قطار توسعه را بعد از استعفای ایشان می دانستند که البته به کارگیری مدیران بی تخصص و خام توسط ایشان که یادآور رفتار احمدی نژادی بود را به انتخابات مجلس 11 گره زده و پایان این کابوس را 94/3/28 قلمداد کردند.

که البته ایشان استعفا نداد تا یاران دیروزش در ظاهر هم شده از ایشان فاصله بگیرند تا در فردای انتخابات پاسوز شریک این دنیا و آن دنیای خود نشوند

خبرهایی از پروژه های نیمه معطل شهری، جلسات مکرر غیر اداری و خبرهای قضایی و امنیتی به هر ذهن خوشبینی هم که خطور کند ماحصل آن چیزی بهتر از تصور پایان اسفندیار دولت دهم نخواهد بود.

روز و دلتان شاد

25/04/94

اسماعیل کمالی


بیشتر بخوانید :



Copy Right 2013 Artmis.ORG