به گزارش عصرجهان رضا رئیسی در روزنامه آرمان نوشت: میماند یا میرود؟ این سوال طبیعی است که پیرامون بررسی هر استعفایی در اذهان شکل میگیرد اما در مورد او و حزب متبوعش و ماجرای استعفایش موضوع متفاوت بود و همانگونه که انتظار میرفت و از قبل عیان بود جواب استعفا چیزی جز ماندن و ابقا نبود. پر بیراه نیست اگر بگوییم: در هیچ کجای سپهر سیاسی ایران، نام «ندای ایرانیان» بی نام خرازی شناخته نمیشود.
حزبی که از همان ابتدای برآمدنش قائم به چهره سیاسی برشمرده میشد، او چهره ندا بود و ندا چهرهای از خرازی. با این اوصاف به هنگامهای که خبر استعفای خرازی با متنی پر سوز و گداز در رسانهها بازتاب یافت کمتر چهره سیاسی بود که اعتنای چندانی به متن آراسته و حماسی «رعیت ملت ایران» کند و این استعفا را تحققپذیر بداند.
اینکه چرا خرازی به ناگهان و علیالظاهر در اقدامی احساسی و آنی استعفای خود از حزب ندا را اعلام کرد، دلایل چندی دارد که در ادامه به آن خواهیم پرداخت اما اینکه این اقدام اذهان عمومی را در مسیر سادهانگاری و تنزل جایگاه کنش حزبی و ارکان آن در ایران حرکت میدهد و مباحث برجسته سیاسی را تا حد دعواها و قهر و آشتیهای بچگانه تنزل میبخشد و خدشهای بر پیکره نحیف احزاب و ساختارهای حزبی در فضای سیاسی ایران میزند، نمیتوان شکی داشت، همانگونه که توجه نداشته و ندارند که ادعاهای مطروحه در فتح باب تازه در اصلاحطلبی چه تبعاتی را برای این جریان سیاسی در بزنگاه حساس فعلی رقم زده و چرا اینگونه و برخلاف عرف و روال معمول جناح مقابل و از حُسن اتفاق تندروهای این جریان اینچنین برای آنان سنگ تمام گذاشته و تریبون رسانهای در اختیارشان میگذارند.
استعفا با رویکرد سر و صدا
احزاب سیاسی برای طرح و عرضه خود در اذهان عمومی و گسترش نقشآفرینی در سپهر سیاسی نیازمند برخورداری از چندین و چند شاخصه هستند؛ اقبال عمومی و زمینه گفتمانی فراگیر، مطالبه و خواست تودهای و اعتنای نخبگان، بدنه کارآمد و موجه سیاسی و اجتماعی، ساختار نظامند نظری و تئوریک و دیگری امکان عرضاندام مطلوب در فضای سیاسی و کنشهای حزبی، البته موارد پرشمار دیگری هم میتوان به موارد فوق افزود که از حوصله بحث خارج است.
ندا که با حضور جمعی از جوانان اصلاحطلب و چهرههای کمتر شناخته شده در فضای سیاسی شاکله گرفت، فاقد بسیاری از این مولفهها بود و با این راهبرد محوری شکل گرفت که امکان عرض اندام در فضای سیاسی را برای برخی جوانان اصلاحطلب مهیا کند. در این میان شخصیت و ارتباطات صادق خرازی و سابقه سیاسی وی او را به چهرهای متمایز از دیگر موسسان و به نماد حزب تازهتاسیس تبدیل کرد. بازی برای خرازی در ابتدا دو سر برد بود، او هم به طیف مقابل پیام میداد که شماری از جوانان اصلاحطلب را در مسیر کنش سیاسی بیحاشیه سامان داده و هم انتظار داشت از سوی اصلاحطلبان بهواسطه این اقدام و فضاسازی تقدیر شود و هم او به عنوان محور این تشکل در متن توجهات قرار گیرد.
این پیشفرضها با طرح شعارهای پر طمطراق و ادعاهای بزرگ دچار خدشه شده و اصلاحطلبان گارد منفی نسبت به ندا گرفتند، نکتهای که شاید خوشایند جوانان عضو ندا نبود اما همین تعارض و کشاکشهای سیاسی و رسانهای برای خرازی لااقل طرح و عرضه دو چندان وی در فضای سیاسی را در برداشت و تا اینجا ندا برای خرازی کارکرد مطلوبی داشت اما با فروکش کردن التهابات اولیه ندا به حاشیه متن سیاسی رفت و خرازی به گوشه رینگ.
او که نشان داده از زمره سیاستمدارانی است که به بروننمایی رسانهای و حضور در قاب اول علاقه وافری دارد برای جبران این خلأ با اظهارات جنجالی هر از گاه خود سعی در جبران مافات کرد، اظهاراتی که یک جمله آن در مصاحبه با نشریه مثلث در خصوص اتهامزنی «گرا دادن» بهت و حیرت و ناراحتی اصلاحطلبان را به همراه داشت، هر چند توجهها را یک بار دیگر به سوی خرازی جلب کرد اما هزینههای آن فراوانتر از بعد تبلیغاتی بود و پس از واکنشهای اولیه اثر این گفتار ماند و بُعد تبلیغاتی دود شد. حال نیاز بود برای جبران مافات هم یکبار دیگر بر تنوره تبلیغاتی ماجرا دمیده شود و هم در افکار عمومی این خاطره تلخ زدوده شود و چه راهی بهتر از یک استعفای نمادین و مظلومنمایی در قالب آن، آن هم با تهیه و تدوین یک متن پرحرارت و مملو از تعابیر احساسی.
طلاقی که محقق نشد
پس از اظهارات جنجالی صادق خرازی، برای فروکش کردن انتقادات و تلطیف فضا، جمعی از اعضای ندا اینگونه عنوان میکردند که با این اظهارات مخالفند و جالب آنکه رئیس کمیته اطلاعرسانی ندای ایرانیان، تاکید کرد که بررسی استعفای خرازی در جلسه شورای مرکزی حزب پنج ساعت به طول انجامیده است و استعفا، مخالفان و موافقانی داشته است اما در نهایت با استعفای خرازی مخالفت شده است. طرفه آنکه در خروجی اعلام شده از جلسه شورای مرکزی در وهله اولیه از بداخلاقیهای چند هفته گذشته انتقاد شده (انتقادات از خرازی) و سپس تاکید شده که دغدغههای دلسوزان جبهه اصلاحات حائزاهمیت بوده و ندای ایرانیان خود را متعهد به حرکت در چارچوبهای مورد وثوق جبهه اصلاحات میداند.
در پایان هم رئیس کمیته اطلاعرسانی ندا تاکید کرده که مواضع حزب در قالب بیانیهها و اسناد حزب اعلام میشود و مواضع اعضای حزب نظرات شخصی آنان است. جملهای که متعارف است اما به هنگامی که کلیدیترین چهره و نماد حزب موضعی آن هم چنین بحثبرانگیز اعلام نکرده باشد! از طرف دیگر میتوان در مخالفت عنوان شده از سوی اعضای ندا تشکیک کرد چرا که جمله خرازی و اتهام شائبه برانگیزی که وی با صراحت متوجه اصلاحطلبان کرد نمیتواند با کسی که خود را در این دایره میداند، قابل جمعآوری باشد همانگونه که غیراخلاقی خواندن انتقادات از خرازی با محترم شمردن دغدغههای دلسوزان اصلاحات! هر چه هست این فرآیند بیش از پیش بر خامی رویکردهای حزب ندا و سخنان عضو محوری آن و صحت نگرانیها نسبت به این تشکیلات و رفتار آن مهر تایید زد و این نکته را هویدا کرد که عدهای حزب و کارکردهای حزبی را با موسسه خصوصی و رفتارهای معطوف به این حوزه اشتباه گرفتهاند.