برای برقراری آزادی در دنیای مدرن و استقلال جامعه مدنی,توده نیازمند یک دولت برآمده از رفراندم می باشد و این دولت باید در سیستم قانون اساسی وحقوق شهروندی تجلی یابد
رحمت الله دانا فعال سیاسی-اجتماعی در مطلبی با عنوان " آزادی فردی "تا" استقلال جامعه مدنی در تقابل با دولت!" در پایگاه اطلاع رسانی "عصرجهان" نوشت:

میدانیم که "آزادی" در دنیای مدرن و دنیای قدیم دو مشخصه دارد. در دنیای قدیم آزادی، جمعی و عمومی تعریف می شد. و در دنیای مدرن آزادی، فردی و فردیت را مبنا قرار داده است.
در بحث آزادی همیشه یکسری خواسته ها و نیازها از سوی شهروندان مطرح می شود که دولت و حاکمیت در صورت جمهوری بودنِ ساختار خود,حسب مفهومِ قانونی و سیاسی خود,موظف به رفع آنها می باشد..
بنابراین علوِّ بازتاب سیاست در دنیای مدرن جز رفع خواستگاه و احتیاجات فرد در جامعه مدنی نیست.!!
دراین میان "دولت" تحت عنوانِ "میانجی" مابین "فرد" و "جامعه" معین و تدبیر می شود.
و پس از انتخاب، دولتِ سیاسی،این وظیفه را دارد که آزادی های روز را برای تنوع سلیقه ها واندیشه ها,شناخته و اجرا نماید..
+در اینجا آنچه که رابطه وفاصله میان دولت و جامعه را تمیز ومتعادل نگه میدارد،تعیین کننده ی ذات قدرت است..!!
اما اگر این فاصله ورابطه یک سویه و گسستی تام بین جامعه وقدرت ایجاد شود،حاکمیت بصورت همه جانبه تمامیِ جوانب جامعه و حوزه ها(فرهنگ,اقتصاد,سیاست و...) را زیر سلطه ی سیاسی خود قرار میدهد،که این قدرت به ماهیتی توتالیتر تبدیل خواهد شد...!!!
در قدرت رژیم توتالیتریسم"آزادی" نه تنها معنا ومفهوم خاصی ندارد،بلکه توده در مقام قشرصغیر ومطیع شناخته می شوند و هیچگونه تصویر شهروندی در جامعه رونمایی ونمایان نخواهد شد..!!
خشونت به جای گفتگو-ارعاب به جای آزادی-گفتمان مدنی زیر چکمه هایِ مرموزِ ارتجاعیون و...!!
درکل جامعه ای سراسر وحشت و سیاستی با واقعیتی تک ساختی و متکلم وحده را در مقابل ملت میبینیم!!
که در واقع قدرت توتالیتر با نگرشی سمبلیک و تقدسی با روح جامعه رابطه برقرار می کند.
یعنی ماهیت آراء وخواستگاه خود را در حیاتِ روزمره ی توده معین می کند..!!
در این نوع سیستم،جامعه مدنی وآزادی فردی و بعبارتی استقلال جامعه مدنی حضوری کمرنگ و یا بی روح وحضور می باشد..!
در واقع مفهوم واقعی سیاست در قدرت توتالیتر رد و نفی می شود..
استقلال جامعه مدنی از آزادی فرد در جامعه ای باز و آزاداندیش زاییده و جان میگیرد,و در کانون کل جامعه مستقر میشود..
نه در جامعه ای که قبضه در چنگالِ سیستم حاکمیتی می باشد که تنها خواستگاه ارتجاعی و تقدسی خود را میپذیرد تا اِعمال و تعریف کند..!
در واقع برای برقراری آزادی در دنیای مدرن و استقلال جامعه مدنی,توده نیازمند یک دولت برآمده از رفراندم می باشد و این دولت باید در سیستم قانون اساسی وحقوق شهروندی تجلی یابد وگام توسعه بردارد,,تا منتج به جامعه ی اندیشه ها و گفتگوها,برای حضوری مثبت در دنیای مدرنیته و نیازمندیهای آن بشوند..
نتیجه گیری:
آزادی افراد قدرتی را درون روح فرد وجامعه بوجود می آورد،که بتواند هرلحظه برای گفتمانی معقول اندیشه کنند،وحاصل اندیشه ی مطلوب خود را بسط دهند تا این انبساط افکار وآزاد اندیشی عمومی وخاصنگرها باعث ظهور استقلال جامعه مدنی از دولت بشود..
رحمت الله دانا