1405/03/18 17:30


7273
تاریخ انتشار: 1394/08/09 21:52
انتخابات مجلس دهم را میتوان حساسترین سرنوشت سیاسی ایران بعد از انقلاب اسلامی معرفی کرد.

رحمت الله دانا" فعال سیاسی-اجتماعی و رسانه ای در مطلبی با عنوان " تحلیلی بر انتخابات مجلس دهم" در پایگاه اطلاع رسانی "عصرجهان" نوشت:

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی انتخابات های مجلسی و دولتی با در نظر گرفتن مصلحتهای سیاسی و اقتصادی وفرهنگی بصورت نظم یافته ای از دولت و حکومت با مشارکت آراء مردم انتخاب شده اند.

بنابراین,برای تحلیلی نزدیکتر به نتیجه انتخابات مجلس آتی باید به مؤلفه های مؤثر و همچنین شواهد سیاسی حادث در گذشته ی داخلی تا اوضاع و جایگاه ایران در منطقه وجهان را مورد توجه قرار داد.

علی ای حال,دو تحلیل را بصورت خلاصه ومفید باید توجه نمود:

یکی بررسیِ کلی از سیاستهای کشوری، و دوم تحلیلی بر جزئیاتِ سیاسی.

در کلیات سیاسی ما شاهد گذشته سیاسی در داخل کشور با روند عملکردی و رابطه میان دولت و مجلس هستیم،که میتوان هم به چرخش قدرت و مکمل بودن دو قوه ی دولت و مجلس اشاره کرد،و هم بر توافق میان دولت و حکومت و میزان حضور جریانات حزبی در قاعده ی بازی سیاست بصورت جزئی توجه کامل کرد.

+*در کلیات سیاست با گفتمان چرخش قدرت،میتوان مجلس آینده(دهم) را متشکل از اکثریت نیروهای اعتدال و موافق دولت به میزان بالای۶۰٪ و همچنین حضور نیروهای جبهه ی اصولگرایان(متحد وپایداری) و جبهه اصلاحاتْ به اندازه ی تقریبیِ برابرِ نیروهای این دو جریان حزبی پیش بینی کرد.

اولاً که مجلس آینده باید همیار دولت و دارای تشخیص قانونی مکمل دولت وقت باشد،برای پیشگیری از به چالش کشیدن دولت و جلوگیری از هزینه های حکومتی و نظام ساختاری در اذهان عموم چنانچه در گذشته شاهد بوده ایم.

دوم اینکه اگر مجلسی مخالف با هویت سیاسی دولت به پارلمان راه یابد،باعث یک پارادوکس سیاسی و دودستگی در سطح کلان کشور می شود، که این اغراض سیاسی و حزبیِ دوگانه هم اتحاد و انسجام ملت را خدشه دار می کند,و هم بعضاً بی اعتمادی به نظام سیاسی وساختاری کشور را عمومیت می بخشد.

سوم اینکه اگر اصلاح طلبان موفق به تأیید نیروهای خودی بشوند و از سوی شورای نگهبان ردصلاحیت نشوند،با حضور اکثریت خود و ذهنیتی از اتفاقات و محدودیتهایی که در گذشته نزدیک متحمل شده اند،باعث یک فضای کلنجارسیاسی میان دولت وحکومت و همچنین دولت ومجلس قبل خواهند شد..!

درصورتیکه اگر اصلاح طلبان یک مجلس معتدل را با اکثریت موافق دولت با در نظرگرفتن گذشته ی منزوی و دشوار خود سپری کنند،بهتر میتوانند در انتخابات های دولتی و مجلسی آینده در عرصه سیاسی کشور تشدید قوا کنند..

بنابراین کلیت مجلس آینده اینگونه محاسبه و تحلیل می شود،بنوعی جزئیات سیاسی نیز تابع کلیت اوضاع هستند.

در جزئیات میزان حضور احزاب واستفاده از نیروها در احزاب مختلف(جبهه اصلاحات،جبهه اصولگرایان،مستقل ها)بررسی میشود.

حضور حداقل نمایندگان منتخب جبهه اصلاحات و اصولگرا(متحد و پایداری) و اکثریتی از نمایندگان اعتدال و موافق دولت باعث در گردش بودن تضارب آراء و مخالفت های سیاسیِ درون مجلسی،که شرطش جلوگیری از فرورفتگی سیاسی در مجلس و پیشگیری از مفاسد منفعتی و تبانی سیاسی میان دولتیان و مجلس می شود.

پس با یک جریان شناسی کوتاه از احزاب و سیاست های اقشار جامعه میتوان موارد فوق را بررسی بهتر نمود؛

به عبارتی شناسایی احزاب تأثیرگذار و میزان دراختیار داشتن فضای سیاسی و تبلیغاتی و مانور فکری در میان توده و سطح جامعه می باشد.

*دو قطب کلان در جریانات حزبی ایران با نامهای جبهه اصلاحات به رهبری سیدمحمدخاتمی که این روزها دارای اتحاد وانسجام درون حزبی زیادی هستند و جبهه اصولگرایان که از شاخه های درونی مختلفی صحنه سازی سیاسی دارند،وجود دارد.

در اردوگاه جبهه اصلاحات با اندک ابزار تبلیغاتی اتحاد و محویت منسجم تری بین نیروهای سیاسی وجود دارد،که این اتحاد وائتلاف در جبهه مقابل یعنی اصولگرایان دیده نمی شود،مگر اینکه در آینده یک ائتلاف محال ممکن اتخاذ شود.!

جبهه اصلاحات پس از گذشت روزگار انزوا و دشوار خود,هشیارتر و بالغ تر و مردمی تر به میدان سیاست وارد می شود،به تعبیری صحیح تر اگر متحد ومنسجم حضور پیدا نکنند هیچ توان و جایگاهی برای حضور در عرصه قدرت انتخاباتی و سیاسی نخواهند داشت.

و از همه مهمتر اینکه نیروهای جبهه اصلاحات با مانعی عظیم بنام نظارت استصوابی و ردصلاحیتها روبه رو هستند.

درصورتیکه در جریان اصولگرایی چنین موانع و نبود امکانات تبلیغاتی وجود ندارد,بلکه عدم ائتلاف و افتراق میان احزاب درون اصولگرایی است که نقطه برد انتخابات آینده بنفع اعتدالیون و نیروهای اصلاح طلب می باشد.

لازم به ذکر است که گفته شود نیروهای مستقل معمولاً گزینه های آرایش داده شده ای هستند که احزاب ردصلاحیت شده از آنها برای پر کردن فضای خالی خود استفاده حزبی وسیاسی می کنند!

و یکی دیگر از امتیازات نیروهای موافق دولت در انتخابات مجلس،حضور آقای احمدی نژاد در انتخابات آینده است,که این حضور باعث یادآوری دوران دولت و مجلس قبل در اذهان توده ملت وتشدید گرایش به سمت نیروهای مطلوبتر موافق دولت می شود،که این باز به سود جناح اعتدال و اصلاحات و به زیان جبهه اصولگرایان می شود.

اما با در نظر گرفتن منابع تبلیغاتی می توان گفت که جریان اصلاحات جز محدود فضاهای مجازی و بعضاً حوزه های محلی اجتماعی،تریبونی برای تبلیغات خود در اختیار ندارند.

برخلاف جریان مقابل(اصولگرایان)که منابع عظیم و قدرتمند کشوری و حکومتی را در اختیار دارند.

بنابراین،نتیجه میگیریم که رفتارهای سیاسی حکومت و نظارت بر انتخابات بسیار تأثیرگذار خواهد بود،وبرای جلب توجه مردم در مشارکت و اعتماد سیاسی به ارکان ساختارنظام این مهم را باید مدنظر داشت،که تمام حوزه های سیاسی اعم از تبلیغات و تأیید کاندیدای احزاب و نیک نگری نسبت به تمام فرزندان ملت در احزاب مختلف را لحاظ دستوری و اجرایی قرار دهند.

تا مردم تأثیر حضور خود در انتخابات های مختلف مملکتی را احساس کنند،که مسیر وحرکت سیاسی در منتخب های دولتی و مجلسی را خودشان رقم میزنند.

در غیراینصورت هرناکارآمدی و کلافگی از سوی دولت و مجلس گریبانگیر حکومت و نظام ساختاری می شود،که در نهایت افکار عمومی رفته رفته بسمت بی اعتمادی نسبت به نظام حاکمیت سوق و تجلی پیدا می کند..

بنابراین،مجلس دهم متشکل از ترکیبی قوی و میانجیگر با اکثریت اعتدال و موافق دولت با حضور حداقل نیروهای اصلاح طلب و اصولگرا(متحد وپایداری) در جهت همراهی دولت و تعادل بخشی سیاسی خواهد بود.

رحمت الله دانا

تحریریه پایگاه اطلاع رسانی عصرجهان: مطلبی که خوانید از سری یادداشت های مخاطبین عصرجهان است و انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست. می توانید با ارسال یادداشت خود، این مطلب را تأیید یا نقد کنید.


بیشتر بخوانید :



Copy Right 2013 Artmis.ORG