1405/03/24 10:00


84745
تاریخ انتشار: 1395/08/26 09:29
اسلام رسایی نسب نوشت: از سوی شورای عمومی فرهنگ استان و ظاهرا با محوریت مدیر کل اداره فرهنگ،موضوعی طرح شد که به نظر می رسد کمترین ارتباط با آنها و نقش و وظایف مهم اما فراموش شده شان را داشته باشد:

به گزارش عصر جهان اسلام رسایی نسب در افتو نیوز نوشت:
از سوی شورای عمومی فرهنگ استان و ظاهرا با محوریت مدیر کل اداره فرهنگ،موضوعی طرح شد که به نظر می رسد کمترین ارتباط با آنها و نقش و وظایف مهم اما فراموش شده شان را داشته باشد:
تغییر نام استان!
در هفته کتاب و کتابخوانی از سوی متولیان امر -که کمترین اقدام موثری در این راستا انجام نداده اند-چنین جنجال بی حاصل و بلکه مخربی طرح شد و همین نکته تلخی ماجرا را دوچندان می کند. بهتر می بودبه جایشنیدن این خبر، شاهد افتتاح سالنهای تئاتر و سینما و پاتوقهای کتاب و نشستهای فکری-فرهنگی می بودیم. کهن سرزمین “کهگیلویه بویراحمد” علیرغم جمعیت و وسعت کم، از غنی ترین و مستعد ترین مناطق کشور در فرهنگ بومی و شعر و آواز و مویه ها و شروه ها و شادمانه ها و سِروهاست، اما دریغ از یک سالن درخور و مناسب برای یک اجرای آبرومند و درست موسیقی!بهتر است مسئولین محترم که آرامش استان را به هم ریخته اند به فکر انجام وظایف خود و ایجاد تحرک و نشاط در مسیر فرهنگی جامعه مصیبت زده و آسیب دیده باشند و خود عامل تشویش و تشنج و تشتت نمی شدند.
متاسفانه طرح موضوعات حساسیت برانگیز بی حاصل و بی مبنا تنها تشدید تنشهای قومی و تقویت مرزهای منطقه ای را در پی خواهد داشت. نگاهی به واکنشها و کامنتهای موافق و مخالف در سایتهای مختلف مویدی است بر تفرقه افکن بودن این پیشنهاد مشکوک! این شیطنت گرچه تلاش می شود موجه و برای تغییرات مثبت جلوه داده شود اما بی شک از جیب کسانی بیرون آمده است که فرصت چند صباحی قدرت موقت و پست و میز ریاست را غنمیتی برای تحریک احساسات مردم یافته اند تا ضمن خودنمایی و ایجاد فضا برای جولان بیشتر، از پاسخگویی در برابر مطالبات واقعی مردم طفره روند و چه بسا در پس این عقیده ها، عقده هایی نیز خفته باشد!
عدم تبیین داشته های فرهنگی و صرفا تاکید بر نقاط منفی پیشین و فعلی – که در همه جا بوده و هست- اعتماد به نفس را در بین برخی جوانانِ کمتر مطلع از بین برده و آنها را دچار نوعی خودباختگی و حقارت بی دلیل کرده است. همین احساس ضعفاست که آنها را در مواجهه با دیگران که به عمد یا سهو، تلفظ نام استان را سخت و بلکه غیر ممکن نشان می دهند در موضعی قرار می دهد که بناچار مطالبه تغییر نام استان می کنند. این مشکل در کم سوادی هموطنانی است که از جغرافیای خود بی اطلاعند و البته از کم کاری ما که خود نیز از پیشینه و تسمیه نامها بی اطلاعیم و در معرفی خود و فرهنگ و استان منفعل بوده ایم.
شاید اشاره کوتاهی به وجه تسمیه استان در این جا لازم باشد چرا که احتمالا تعدا زیادی از هم استانی ها هم از اصالت و ریشه دار بودن این نام بی خبرند. “گیلویه” سردار ایرانی قرن دوم هجری است که به عنوان یکی از اولین بزرگان ایرانی در برابر حکومت خلفای عباسی سربرداشته و طغیان کرده است و ضمن شکست لشکر عرب، چندین سال در منطقه حکمرانی می کند. به پاس بزرگی و همیت آن بزرگمرد جغرافیای وسیعی به نام کوهستان گیلویه (کوه گیلویه) خوانده شد که با مراجعه به مستندات دوره صفوی -که از دورانهای شکوفایی و عظمت منطقه بوده است – از حدود بیضا و اردکانِ فارس تا ارجانِخوزستان و از حدود سمیرمِ اصفهان تا بنادر جنوبی دیلم و گناوه ی بوشهر را در بر می گرفته است. از دیگر سو نام بویراحمد و به طور مشخص “بویر” به صورت رسمی و مکتوب در دوره تیموری عنوان شده است که به مانند همیشه همراه با حماسه و دلاوری بوده است. گرچه برخی بررسی های واژگانی و قرینه های لفظی بین دو کلمه “بویر Bowyer” که در ریشه زبانهای هندواروپایی معنای کمان ساز و کماندار دارد و نام “یاسیچ” که در فرهنگ لغت دهخدا نیز به معنی نوک و تیر پیکان آمده است ، این ارتباطات را به هزاره های قبل می رساند که باز متناسب با روح و فرهنگ حماسی مردمان این دیار می باشد منطقی می نماید. یا طبق نظر برخی دیگر محققین این کلمه ریشه در تاریخ باستان ایران داشته و اشاره به گذرگاههای بین ماد و پارس دارد. چون هنوز بررسی دقیق تر صورت نگرفته است، در همین حد به آن اشاره می شود تا از ریشه های این دو واژه ریشه دار با خبر باشیم و بدانیم در برابر آن بی تفاوت نبوده و احساس مسئولیت داشته باشیم. بدانیم این دو واژه صرفا متعلق به یک نقطه خاص و یا حتی ایل خاص هم نیست و مایه هویت و مباهات همه ماست. همچنان که همه ما “حسین پناهی دژکوه” را متعلق به خود می دانیم و او را مایه سرفرازی خود و حتی قوم لر می دانیم گرچه ایشان به طور خاص از ایل جلیل طیبی است اما همواره و با همان صفا و صداقت ذاتی اش از کهگیلویه بویراحمدی بودنش می گفت.
دوستان عزیز و هم استانی های گرامی باید توجه داشته باشند اگر به تعبیر استاد بهمن بیگی توانسته ایم بین “سه اژدها” ( فارس، خوزستان و اصفهان) استان تشکیل بدهیم و دارای بودجه و امکانات قطعا بهتر نسبت به حالتی شویم که چند پاره و هر بخش به عنوان دور افتاده ترین نقطه هر یک از این سه استان قرار می گرفتیم، نتیجه سیاستها و رشادتهای سران و مبارزینی است که سالها در برابر فشار همسایگان ایلی و حکومتهای مرکزی تسلیم نشدند و علیرغم قلت نفرات و کمبود امکانات توانستند منطقه و هویت ما را حفظ نمایند. گرچه این سلحشوری و مقاومت در جای جای استان ما بوده است اما منصفانه به تاریخ بنگریم بیشترین نقش را در این بین بویراحمدی ها داشتند که ضمن در اختیار داشتن بیشترین گستره جغرافیایی در سرحد و گرمسیر تعداد نفوس بیشتری نیز داشته اند و سیاست ورزی منطقه بیشتر منوط و معطوف به سران ایلی آنها بود. بررسی مستندات تاریخی نشان از آن دارد که مقاومت بویراحمدی ها اصلی ترین مانع برابر زیاده خواهی برخی همسایگان ایلی برای حذف و اضمحلال تمامی ایلات و طوایف استان بوده است. منصف باشیم و بدانیم که اگر امروز ما فرزندان “کهگیلویه بویراحمد” تنها مردمانی هستیم که جغرافیای ایلی خود را بدل به جغرافیای سیاسی تحت عنوان استان نموده ایم، ثمره زحمات و خونهای بسیاری است که به راحتی نمی توان از آنها گذشت. ما وامدار و میراث دار بزرگانی هستیم که با وجود اشتباهات و خطاها، کاری بس بزرگ و سترگ انجام دادند. گرچه زمانه تغییر یافته و باید با مهربانی و خردورزی راه به پیش برد اما فراموش کردن گذشته یقینا منطق درستی ندارد و هویت تاریخی از ارکان وحدت و قدرت هر مجموعه انسانی به شمار می رود که نباید از آن چشم پوشید آن هم وقتی که شاهد تشکلهای قومی و فراکسیونهای عجیب غریب مجلسی هستیم!
اگر به صرف ثقالت عنوانی بخواهیم آن را تغییر دهیم بی شک بخش عمده ای از هویت و ارتباطات تاریخی و فرهنگی را همزمان با آن از دست خواهیم داد. به عنوان مثال چند نفر از هموطنان ما می دانند که نام اصلی و کهن “دریای عمان” کنونی، “دریای مُکران” بوده است و همین سهل انگاری و شاید گرفتاریهای دیگر، موجب تغییر نامی شده است که اکنون تمام ریشه ها و پیوندهای تاریخی و فرهنگی آن جغرافیا را از دست داده ایم. نمونه عینی و ملموس دیگری که همه ما (موافقین و مخالفین بحث جاری) با شور و تعصب پیگیر آن هستیم، نام زیبا و تاریخی خلیج فارس (دریای پارس) است که ازحدود نیم قرن پیش با شیطنت انگلیسی ها، اعراب حاشیه جنوبی کشور تلاش دارند ضمن تغییر نام تاریخی-هویتی آن ایجاد تفرقه و تنش در منطقه نمایند و یقین اگر این اتفاق بیفتد-که نباید و نخواهد افتاد- موضوع بعدی مالکیت آن خواهد بود.آیا دوستان مدعی تغییر نام استان حاضر هستند نام خلیج فارس به هر شیوه تغییریابد ؟ یا از بابت این که نام دیگر اقوام ایرانی در آن نیامده کفن بر تن نموده و خواستار تعریف نامی جامع و مانع می شوند؟گرچه متاسفانه گاه بیگاه شاهد هستیم از سوی برخی پان ترکها و همین طور اعراب خوزستان با چنین توجیهات ابلهانه و خائنانه ای به همراهی همسایگان حسود و غربی های دسیسه باز، از نامهای بی معنای مجعول برای این پهنه آبی همیشه ایرانی استفاده می کنند اما بی شک راه به جایی نخواهند برد.
این از بدیهیات تاریخ است که برخی نامها و اسامی بنا به دلایلی که در زمان خود حتما منطقی و درست بوده است تثبیت شده و اکنون نیز صرف خوش نیامدن یا تعصبات بخواهیم بی مبنا و بدون نیاز، آن را دستکاری کرده و ضمن ایجاد هزینه های همه گونه و بیش از همه هزینه های اجتماعی و فرهنگی و تبعات منطقه ای خرابی به بار بیاوریم؟ تجربه نشان داده تغییر نامهای اخیر نیز هیچ گاه نتوانسته در زبان و فرهنگ مردم جای خود را بیابد. در سطح ملی نام “کرمانشاه” که ریشه تاریخی دارد بصورت سلیقه ای و دستوری تبدیل به “باختران” شد و در نهایت باز به اصل خود بازگشت. یا در نمونه محلی آن در همین شهر یاسوج،”فلکه ساعت” به نام دیگری که می توانست زینت بخش میدان دیگری باشد، نامگذاری شد اما همه می دانیم نام جدید ،هر چند محترم و با ارزش، اما در حد یک تابلو بیشتر نیست!یا بعضا نامگذاری های جدید در مناطق و روستاها به نامهای جدید بی مبنا و از بین بردن هویت آنها که حتی مخالف و مغایر اصول جغرافیا و تاریخ و گردشگری است.
نکته عجیب ماجرا و اصرار برخی بر این پیشنهاد آنجاست که هر سه نماینده محترم استان به عنوان برآیند خواست عمومی مردم در شهرستانهای مختلف، مخالف این تغییر نام هستند و آن را اولویت استان نمی دانند. این که شخصی یا گروهی “آرزوی تغییر نام استان” داشته باشند بیشتر به یک صحبت بچه گانه و بهانه گیری می ماند تا این که بخواهد دلیلی برای این بحثها و درگیر کردن همه گونه مردم و مسولین باشد.
این استان نیاز به همدلی مردمی و سلامت و نظم و قانون اداری و استفاده از ظرفیتها و قابلیتهای منطقه ای دارد ولزوما بزک کردن به هر شکل و تحت هر نام چاره کار نیست. در سفر اخیر معاونت علمی ریاست جمهوری جناب دکتر ستاری نکات ارزشمندی در خصوص قابلیتهای بومی و منطقه ای بکر استان اشاره شد. این استان با قابلیتهای بکر فرهنگی و طبیعی زمینه سرمایه گذاری در زمینه هایی دارد که نیاز به تغییر نام ندارد و حتی صنعتی کردن و آلوده کردن آخرین پایگاه طبیعت لااقل در جنوب کشور منطقی و عاقلانه نمی نماید. اتفاقا در بحث گردشگری یکی از جاذبه های مورد توجه،طبیعت و فرهنگ اصیل و کمتر دست خورده است که استان ما در این زمینه حرفهای زیادی برای گفتن دارد. در سالیان اخیر و به خصوص یکسال اخیر تلاشهای بسیار بر مبنای نام استان شد تا در کنوانسیون گردشگری ۲۰۱۷ که همین بهمن ماه در تهران برگزار می شود به عنوان یکی از مقاصد مهم و جذاب گردشگری طبیعی- فرهنگی مورد توجه قرار گیرد و این نام و عنوان در حال بِرند شدن به عنوان قطب مهم گردشگری طبیعی-فرهنگی در بین سه استان بزرگ اصفهان و فارس و با درجه کمتر خوزستان است که عمدتا بر حوزه های تاریخی متمرکز است. متولیان امر که کمترین دغدغه و تلاشی در این حوزه ها نداشته و ندارند ، بدون اطلاع و در نظر گرفتن چنین تلاشها و ظرفیتهایی تمامی تلاشهای چندین ساله برای معرفی استان با همین نام و عنوان را از بین برده، به ناگاه متوجه می شوند که یکی از عمده مشکلات ریشه ای ما، همین نام ریشه دار است و به عنوان یکی از اقدامات مهم خود در راستای پیشبرد استان چنین مسائلی را مطرح می کنند: امامسئول عزیز”این راه که می روی به ترکستان است”!
به امید مهر و راستی و خرد برای بهتر شدن خود و استان زیبایمان “کهگیلویه و بویراحمد”




Copy Right 2013 Artmis.ORG