ناگفته نماند و مغفول واقع نشود که این نوع خود کشی که همه را به تب و تاب آورده است ، خودکشی های ظاهری است ، بسیارند جوانانی که در این شهر، با بی پناهی تمام در مقابل مشکلات فرهنگی کم می آورند و به صورت تدریجی در چنگال اعتیاد و فساد های اخلاقی و.... خود را می کشند
عصرجهان/محمد حسین سبحانی نیکو
از نظر محمد حسین سبحانی نیکو کارشناس مشاوره در باب علل وقوع خودکشی می توان سه دیدگاه را به شرح زیر مد نظر قرار داد:
1- فقر مالی و اقتصادی: این مورد یکی از متداول ترین و معروف ترین نظریه هاست که به نظر بنده نیاز به واکاوی های بیشتری دارد، به نوعی در پاسخ به طرفداران این نظر باید پرسید، آیا فلسفه ی وجود انسان رسیدن به رفاه مادی و اقتصادی بود که در صورت عدم تحقق آن ، خود کشی را بهترین راه حل بداند?
آیا اصلا انسان اگر خود را بکشد به رفاه مادی می رسد? در واقع به نظر می رسد که فقر مالی بخشی از حقیقت است نه همه ی آن ، به نوعی علت حقیقی نیست بلکه به صورت محدود اعداد می کند.
باید پرسید چه می شود که انسانی مسلمان در ترازوی سنجشش ، دستور خداوند را سبک تر از مال دنیوی می بیند و در ملک خداوند تصرف می کند و جان خود را می گیرد? او خلیفه الله است، مسجود فرشتگان است، دارای جنبه ی الهی است ( نفخت فیه من روحی) ، چگونه می شود موجودی که در ویژگی ها صورتی الهی دارد در مقابل مشکلات مادی کم می آورد و دستور خداوند را نادیده می گیرد? قطعا پاسخ اول سطحی است و باید در جستجوی پاسخی دقیق تر بود
2- فقر فکری و فرهنگی: انسان فعل خداوند است، عین ربط به اوست ، خداوندی که کمال مطلق ، قدرت مطلق و علم مطلق است ، خداوندی که فقدان حکمت او را ناقص می کند ، او انسان را وجود بخشیده است برای رسیدن به کمال، کمالی که خود صاحب مطلق آن است ، هدف آفرینش انسان را قرب الهی قرار داده است و همه ی موجوات را مسخر او قرار داد و در نهایت برای نایل آمدن انسان به این هدف ، برنامه ای کامل و بی نقص در اختیار او قرار داده است ، در غیر این صورت نقض غرض می شود ( نعوذ بالله)
طبق پیش گفته پاسخی که مقداری دقیق تر به نظر می رسد این است که حب ذات و خویشتن خواهی که پایه ی کمال طلبی است و در همه ی انسان ها به اذن خداوند قرار دارد ، متأسفانه عامل خود کشی هاست ، انسان تا ذات خویش را دوست نداشته باشد جذب کمالات نمی شود، شاید اینجا سوال پیش بیاید که چه می شود انسان کمال طلب خود را می کشد ، در حالی که کمال همان قرب الهی است?? پاسخ این است که راه گم کرده اند و خود کشی را کمال خویش می دانند ، چون خویش را دوست دارند ، از تحقیر و شکست های مادی گریزانند بنابر این کمال را در خودکشی جستجو می کنند و به تعبیر عامیانه تر (( خود را راحت می کنند))
3- نبود عدالت، فقدان تبیین صحیح مبانی و تهی شدن از معنویت: اما شکست ها و تحقیر های مادی که نباید خلیفه الله را این چنین تحت تأثیر قرار دهند، این گزینه خود پایه ی اصلی است برای خود کشی ها ، آنچه باعث شده است این جوانان با فطرت پاکشان راه را گم کنند همین مورد است، رشد مادی گرایی و سرمایه داری در میان مدعیان دین داری، بی توجهی به مستضعفین، نادیده گرفتن فلسفه ی اسلام و انقلاب، ذبح عدالت و در نهایت عدم تببین درست مبانی اسلام و انقلاب برای جوانان باعث گم شدن راه شده است، باید گفت بهترین راه کار به صورت خلاصه همان بازگشت به اسلام ناب و تببین دقیق مبانی آن برای نسل جوان است، جوانی که در خوشبینانه ترین حالت ،دین اسلام را از والدینش به ارث برده است ، فلذا واضح است دینی که به این راحتی بدست آید به همین راحتی هم از دست می رود و تمام دین با یک طناب دار فرو می ریزد.
در پایان ناگفته نماند و مغفول واقع نشود که این نوع خود کشی که همه را به تب و تاب آورده است ، خودکشی های ظاهری است ، بسیارند جوانانی که در این شهر، با بی پناهی تمام در مقابل مشکلات فرهنگی کم می آورند و به صورت تدریجی در چنگال اعتیاد و فساد های اخلاقی و.... خود را می کشند