1405/03/24 03:30


85602
تاریخ انتشار: 1395/10/12 00:41
یاداشت دریافتی به قلم هادی جلالی زاده/قسمت سوم
شکل اعمال خشونت همانگونه که ( میشل فوکو ) بر ان تاکید ورزیده؛ نسبت به جوامع سنتی تحول پیدا کرده و بدون کاربرد مستقیم زور انجام میگیرد؛ اما از گسترگی و ابعاد آن هیچ کاسته نشده و اشکال نوین آن در جهان معاصر تغییر یافته و به گونه های دیگر بر افراد و جوامع اعمال میشود که شکل پنهان و نهفته ای دارد و چون همه به وجود ان عادت کرده اند گویا حس نمیشود

عصرجهان/هادی جلالی زاده
بسم الله الرحمن الرحیم:
خشونت و مدارای اخلاقی در اسلام؛  
بخش سوم:                  
مفهوم مدارا را در قسمت دوم این دست نوشته بیان کردیم؛ حال به مفهوم خشونت می پردازیم؛
مفهوم خشونت                 
 با توجه به تعریفی که در مقدمه از خشونت و مدارا داشتیم این تعریف در نگاه اول شامل بسیاری از اقدامات قانونی و غیر قانونی میشود؛ زیرا دو خصوصیت (اقدام) و (ایجاد ترس) را در خود دارد؛ اما وجه تمایز این مفهوم رایج با انچه در فرهنگ اسلامی وجود دارد؛ که احیانا موجب برخی دشواریها در زندگی اجتماعی نیز میشود چیست؟خشونت در صورت های مختلف خود ریشه در یک واقعیت دارد و ان این است که طبیعت انسان به لحاظ انکه خواهان ازادی های مطلق و بیشتر است لذا سلطه دیگری را نمی پذیرد؛ و خویش را رها از هر حاکمیتی میخواهد.  زمانی که این طبیعت اولیه با فطرت درونی خود که سرچشمه اش یگانه پرستی و پیوند با آسمان است رقم بخورد؛ این روح سرکش را منطبق با فطرت ساخته و تا انجا که فضائل و فطرتش اجازه دهد خود را به مدارا مامور میکند.
 اصولا خشونت همواره در جهان انسانی وجود داشته و همیشه نیز ادامه خواهد داشت؛ علت ان هم معلوم است؛ چون بطور دائم هم اراده انسانها و زیاده خواهی انان هست و هم از طرفی استقلال و اراده و ازادی طلبی طرف مقابل. لیکن شکل اعمال خشونت همانگونه که (میشل فوکو) بر ان تاکید ورزیده؛ نسبت به جوامع سنتی تحول پیدا کرده و بدون کاربرد مستقیم زور انجام میگیرد؛ اما از گسترگی و ابعاد آن هیچ کاسته نشده و اشکال نوین آن در جهان معاصر تغییر یافته و به گونه های دیگر بر افراد و جوامع اعمال میشود که شکل پنهان و نهفته ای دارد و چون همه به وجود ان عادت کرده اند گویا حس نمیشود؛ کنترل های دقیق و بی رویه ای که در عصر نوین به وجود امده و سلب  کننده تمام ازادی ها و استقلال افراد است؛ نمونه های بارز خشونت پنهان می باشد؛ در هر صورت در جوامع معاصر نه از ابعاد خشونتی که نهادهای اجتماعی بر افراد اعمال میکنند کاسته شده و نه از میزان زوری که افراد در مسیر حل تنش های روابط مابینشان به کار میگیرند؛ چیزی کم شده است.          
 در این جستار کوتاه ما بیشتر به دنبال واکاوی مسئله خشونت در سطح اجتماعی بوده و از سطوح فردی آن چشم پوشی میکنیم. این مفهم اگر چه میتواند ریشه در الگوهای رفتاری خاص که خانواده؛ مدرسه و گروه مرجع در فرایند اجتماعی شدن دریافت میشود؛ داشته باشد؛ اما اینجا بیشتر خشونتی مد نظر است که ساحت های فرارتر و گسترده تر اجتماعی را فرا گیرد. در واقع در اینجا سطوح جامعه شناختی بحث به سطوح رواشناختی آن  ارتقاء می یابد؛ و منظور از این واژه بیشتر همان ابعاد وسیع دامنه اش می باشد.
فرد در مرحله اجتماعی شدن از طریق مشاهد رفتار پدر و مادر و بعد ها همسالان و افراد دیگر جامعه؛ الگوهای رفتاری خاص خود را برای مواجهه با شرایط مختلف می آموزد. این الگوها اگر شیوه مواجهه با ناکامی ها را در پرخاشگری خلاصه کند؛ در وی ریشه گرفته و بعدها نیز با او خواهد بود بخصوص که اگر این تجربه به او نشان دهد که با خشونت میتوان به خواسته ها  هم رسید؛  که به تدریج تجاوز به حقوق دیگران و زیر پا گذاشتن قواعد و ارزشها نه یک استثناء؛ بلکه یک قاعده خواهد شد.وقتی در شرایط تربیتی خانواده و در ابعادی وسیع تر شرایط نظم بخشی جامعه روشهای اقتدار گرایانه غلبه داشته باشد و با خشونت خواسته های افراد ایفا گردد؛ بنابراین مجالی برای درونی سازی ارزشها در سطح وسیعی ایجاد نخواهد شد؛ لذا افراد جامعه تنها بخاطر احساس کنترل های بیرونی رفتارهای خود را مهار می کنند؛ لاجرم برای انکه پرهیز از خشونت در سطوح مختلف اجتماعی و نهایتا در سطح ملی گسترش یابد؛ چاره ای نیست جز اینکه زمینه های درونی سازی ان در ردهای گوناگون روابط اجتماعی فراهم شود. بنابراین در اینجا بحث خشونت؛ اغلب در سطح کلان مورد نظر بوده که طیف گستره جامع را دستخوش نوعی مشی اجتماعی و یا سیاسی کرده است. این نوع اقبال به بحث از آن جهت است که اکنون از سوی جوامع غربی؛ اسلام، به عنوان دینی که اموزه های خشونت باری با خود دارد و به دور از تسامح است؛ معرفی میشود؛ لذا اسلام رحمانی از همین روزنه گزیده میشود؛ و امروز زحمات علماء و کارشناسان دین بیش از پیش شده تا چهره رحمانی و صلح جویانه ای به جای چهره خشن و خشونت طلبی(داعش،وهابی،القاعده،داعش...)؛ از اسلام معرفی کنند:
پایان قسمت سوم
هادی جلالی زاده  
دی   ماه   1395
جهت دریافت قسمت اول یاداشت هادی جلالی زاده با عنوان "خشونت و مدارای اخلاقی در اسلام" تیتر "آیا تسامح و تساهل غربی به معنای سمحه و سهله بودن است؟" (اینجا) کلیک کنید


جهت دریافت قسمت دوم یاداشت هادی جلالی زاده با عنوان "خشونت و مدارای اخلاقی در اسلام" تیتر "واکاوی مدارای سیاسی و اخلاقی در آموزه های دینی" (اینجا) کلیک کنید


عصرجهان-مطلبی که خوانید از سری یادداشت های دریافتی است و ممکن است با سیاست های سایت تطابق نداشته باشد لذا انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست




Copy Right 2013 Artmis.ORG