مدارائیکه در اسلام بر آن تاکید شده؛ چون بر پایه عدالت؛ عقلانیت و فطرت استوار است به مثابه تسامح در جامعه دمکراتیک لیبرال نیست.مدارا باید با نگاهی مستقل و اتکا بر مبانی و مبادی اعتقادی و دینی و بر مبانی ایدئولژی اسلامی آغاز کرد.
عصرجهان/هادی جلالی زاده
بسم الله الرحمن الرحیم ؛
خشونت و مدارای اخلاقی در اسلام؛
در سه بخش گذشته به موضوع مدارا و خشونت پرداختیم حال قسمت چهارم آن را تقدیم میدارم؛
در این قسمت با اشاره به ایات قرآنی و روایاتی از ائمه ع و با استناد به انها در باب خشونت و مدارای اخلاقی در اسلام؛ به موضوع می پردازیم؛ پیامبر اسلام ( ص ) می فرمایند خشم از شیطان و شیطان از خشم آفریده شده است: ( نهج الفصاحه صفحه 286 ) یا امام صادق (ع) می فرماید کسی که هنگام خشم ؛ خودار نباشد از ما نیست؛ ( اصول کافی جلد 2 صفحه 637 ) یا امام هادی ع در همین مورد میفرماید بر زیر دستان خشمگین شدن نشانه پستی است:
لذا ما می بینم ائمه اطهار ع خشم و خشونت و خشمگین شدن را مورد نکوهش قرار میدهند؛ اما در منطق اسلام؛ خشونتی که در قبال اجراء قانون به معنی سخت گیری در تحقق عدالت و شکوهمند سازی و دفاع از حق یا حفظ جان ؛ مال و ناموس مردم باشد نه تنها مورد نقد و نکوهش نیست بلکه فضیلتی قلمداد میشود که صلاح و سداد تمام شهروندان در ان کنجانده شده است.
در مقابل؛ مدارا به معنی وادادگی و رخست دهی برای تصاحب یا ضربه زدن به حقوق مسلم انان نیز نه تنها در اسلام که در هیچ فرهنگی پذیرفته شده نیست. همچنین خشونت یا مدارای خود سرانه در حوزه های فرا فردی مثل (نیروهای خود سر چه آمر چه مامور) که حفظ مصالح عامه در آن نهفته است؛ تعدی از حقوق الهی است؛ در این نگاه شدیدا نکوهش شده و مرتکبین آن ظالم و مجرم شمرده شده اند؛ خداوند در قرآن کریم می فرمائید؛ ( وَ مَن یَتَعَدَّحُدُودَ اللهِ فَاولئِکَ هُمُ الظَّالِمُون) از انجا که در قرآن اسلام دین میانه و دین رحمت و رحمانیت معرفی شده است؛ طریق اعتدال بهترین شیوه خواهد بود؛ پیامبر اسلام (ص) می فرماید خداوند از این رو پیامبران را بر دیگر مردمان برتری داد که با دشمنان دین خدا بسیار با مدارا رفتار میکردند و برای حفظ برادران همکیش خود نیکو تقیه میکردند( بحار الانوار جلد 72 صفحه 402 ) تقیه یک بابی است که در فقه شیعه به خوبی دیده شده است و در خیلی موارد تقیه لازم است؛ اما آیا ما ما حاضریم مثل پیامبر ص بیندیشیم و عمل کنیم ؟؟؟ باز خداوند در قرآن می فرماید ( کَذلِکَ جَعَلناکُم امَّهً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ وَ یَکَونُ الرَّسُولُ عَلَیکُم شَهیداً) در عملکرد تقابل یا مماشات با افراط و تفریط ها نیز جانب اعتدال را مراعات کرده است.
خشونت یا قاطعیتی که در اسلام از آن ستایش شده ؛ کنش ها و واکنش های سخت گیرانه ای است که علیه معاندان؛ دسیسه گران و ستم پیشگان در جهت خشکاندن ریشه های فساد و تباهی و ظلم و در راستای تحقق اهداف برین انسانی صورت پذیرد نه برخورد خشونت آمیز با مخالفان و منتقدان خود؛ و از طرفی منطبق بر فطرت و خواست جامعه انسانی است.
رسول گرامی اسلام (ص) می فرماید : خداوند مدارا را دوست دارد و انسان را بر انجام آن یاری میکند ( اصول کافی جلد 2 صفحه 120 ) در واقع قرآن کریم مواجهه شدید در قبال بیگانگان ( اِشِدَّاءُ عَلَی الکُفَّار ) و مودت در میان احاد جامعه در مرکز اصلی منطق خود گنجانده است ( رُحَماهُ بَینَهُم ) در فرهنگ اسلام و نیز از منظر عقلانیت انسانی ؛ تسامحی که در عین باور داشتن به حقیقت و حقانیت اعتقاد؛ ناگزیر از تحمل عقاید رقیب شود تا زمینه های هرج و مرج های فکری و عقیدتی و اجتماعی گسترش یابد؛ هرگز پذیرفته نیست؛ اما مدارا به مفهوم صدر و گشودن فضای تامل و تعاطی افکار و انظار و به عنوان یک استراتژی موقت و در چارچوب شرع مقدس و قانون که بسترهای مناسبی را برای تولید و توزیع اصول و قوائد انسانی در جامعه فراهم سازد؛ از این منطق شدیدا دفاع شده و آموزه های دینی سرشار از دستوراتی است که حاکمان و شهروندان را به سوی آن ترغیب کرده است. و باز پیامبر اسلام ( ص) می فرماید عاقل ترین مردم کسی است که بیشتر بر مردم مدارا کند؛ ( من لایحضر الفقیه جلد 4 صفحه 395) پس مدارا امری است عقلی و فطری؛ مدارای که در اسلام بر آن تاکید شده؛ چون بر پایه عدالت؛ عقلانیت و فطرت استوار است به مثابه تسامح در جامعه دمکراتیک لیبرال نیست و اساسا این دو با یکدیگر در تناقض اند زیرا خواستگاه این نظریه به لحاظ مبانی معرفت شناختی و انسان شناختی در هر یک متفاوت است لذا نقطه عزیمت در بحث مدارا را باید نه از انجا که غربی ها آغاز کردند تسامح را پاسخی لبیرالی به شکلی در جهان قلمداد کرده اند به نسبیت و سهل انگاری می انجامد ؛ بلکه با نگاهی مستقل و اتکا بر مبانی و مبادی اعتقادی و دینی و بر مبانی ایدئولژی اسلامی آغاز کرد. قرآن ضمن بشارت بر آنان که قول حق را شنیده و بهترینش را بر گزیده اند می فرماید (فَبَشِّرعِبادِ الَّذینَ یَستَمِعُونَ القَولَ فَیَتَّبِعونَ احسَنَه) این فیتبون احسنه یعنی آزادی انتخاب؛ آزادی اندیشه و آزادی بیان و با عنایت به رعایت مواجهه کلامی با مشرکان (لاتَسُبُّوا الَّذینَ یَدعُونَ مِن دُونِ الله) و امر به عفو و گذشت همگانی توسط حاکمان (خُذِ العَفوَ و امُر بِالعُروف) در آنان که مصاف با کفر و دین ستیزی قرار گرفته اند؛ البته غرض از دین؛ نه دین تفسیری است؛ دین عقلی و دین انتخابی است که در کمال آزادی انتخاب میشود ؛ دین انتخابی در مقابل دین اجباری یا اجبار در دین؛ البته نظر نگارنده از ازادی و انتخاب یا دین انتخابی به معنی ولنگاری نیست بر مبنی اصول مترقی اسلام است آن هم اسلام محمدی ص نه اسلام متحجرین واپسگرا که امام خمینی ره فرمود به من خون دل دادند!!!! نه اسلام آمریکایی؛ بلکه اسلام به معنی واقعی کلمه؛ اما خداوند به مواجهه خشن و با قاطعیت با دشمنان خارجی یا مروجان اسلام واپسگرایی سفارش نموده و فرموده (قاتِلُوا فی سَبیلِ اللهِ الَّذینَ یُقاتِلُونَکُم) و همچنان که آنان فضای فتنه و خشونت را گسترده اند به مقابله مثل آنان تاکید کرده است (وَا قتُلُوهم حَیثُ ثَقِفتُمُوهُم وَ اخرِجُوهُم مِن حَیثُ اخرَجُوکُم) در همین راستا با مطالعه گفتار و رفتار امام علی ع نیز چنین استفاده می شود که آن حضرت نسبت به موقعیت و واقعیت جامعه ؛ هر یک از دو اهرم خشونت و مدارا را در جای خود بکار می برده و نه در اعمال خشونت پا را از نقطه اعتدال قدمی فراتر نهاده و نه در مدارا حضور جریان باطلی را برتافته است. آنچه از منظر آن حضرت در مقوله خشونت و مدارا مهم است مبتنی بودن بر معیار عدالت عملی است؛ چون تفاوت هست بین عدالت عملی تا عدالت شعاری؛ و این تفاوت؛ تفاوتی است مثل تفاوت شب با روز؛ تفاوت سیاه و سفید؛ و فاصله بس زیاد است بین این دو؛ زیرا در نگاه حضرت علی ع این دو مفهوم (خشونت و مدارا) به خودی خود به طور مطلق خوب یا بد نیستند؛ لذا انچه که تا حالا گفتیم و نوشتیم معنی و مفهوم و تعریف خشونت و مدارا از نظر اسلام بوده و در اینده در قسمت ها دیگر راهکارهای پیشگیری از خشونت را بیان خواهیم کرد؛انشاءالله و تعالی؛
آیات دریا از وجود عشق میخواند؛
ای ساحل و روح الامین با من مدارا کن؛
لطفی کن ای سلطان شب ها حضوری گرم؛
ای عالی ترین آوای دین با من مدارا کن؛
پایان قسمت چهارم
دی ماه 1395
هادی جلالی زاده
عصرجهان-مطلبی که خوانید از سری یادداشت های دریافتی است و ممکن است با سیاست های سایت تطابق نداشته باشد لذا انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست
جهت دریافت قسمت اول یاداشت هادی جلالی زاده با عنوان "خشونت و مدارای اخلاقی در اسلام" و با تیتر "آیا تسامح و تساهل غربی به معنای سمحه و سهله بودن است؟" (اینجا) کلیک کنید
جهت دریافت قسمت دوم یاداشت هادی جلالی زاده با عنوان "خشونت و مدارای اخلاقی در اسلام" و با تیتر "واکاوی مدارای سیاسی و اخلاقی در آموزه های دینی" (اینجا) کلیک کنید
جهت دریافت قسمت سوم یاداشت هادی جلالی زاده با عنوان "خشونت و مدارای اخلاقی در اسلام" و با تیتر "جُستاری کوتاه در باب اِعمال خشونت در سطح اجتماع" (اینجا) کلیک کنید