به کانال ما در ایتا ملحق شوید

 

آی دی «پایگاه خبری عصرجهان» در «ایتا» و سایر شبکه های اجتماعی -به کانال ما «ملحق» شوید
asrejahan@

اخبار عمومی
اعلام وصول 2
 
 
 
169986
تاریخ انتشار: 1396/06/30 11:30
سرانجام حکم قصاص قاتل «آتنا اصلانی» دختر 7 ساله اهل پارس آباد، سحرگاه دیروز در یکی از میادین اصلی شهر و درمیان خیل گسترده مردم، مسئولان و خانواده قربانی جنایت به اجرا درآمد.

عصرجهان-شهر پارس آباد از عصر سه شنبه حال و هوای دیگری داشت. چندین خودروی پلیس به میدان شهید باکری آمده بودند. همهمه زیادی برپا بود. از هر گوشه وکنار زمزمهای به گوش میرسید. سرانجام داربستها برافراشته شد و پارچه نوشته تشکر خانواده آتنا از مردم و مسئولان رونمایی شد. دیگر شکی باقی نبود که قرار است شیطان پارس آباد تا ساعاتی دیگر به دار آویخته شود...
عقربه های ساعت به کندی حرکت میکرد. از وقتی خبراجرای حکم اعدام «اسماعیل» -رنگرزجنایتکار- به خانواده «آتنا» رسید، همه بی تاب شده بودند. مادر در گوشه اتاق مویه میکرد و برای دختر شیرین زبانش اشک میریخت. پدر بیقرار شده بود و نمی توانست یک جا بند شود. گاهی نگاهی به عکس بزرگ جگرگوشهاش در گوشه اتاق میانداخت وناخواسته اشک به چشمانش میدوید. اما با همه توانش مجال فروریختنش را نمیداد. خانه شلوغ شده بود؛ درست مثل آن روزهایی که جسد «آتنا» را داخل بشکه پلاستیکی در خانه مردرنگرز پیدا کرده بودند. همه درباره «آتنا» صحبت میکردند. مادر گاهی سکوت میکرد و به جایی خیره میماند اما انگار تجسم چهره معصوم دخترش در آخرین تقلایش برای زندگی در زیر دستان قاتل، تاب و توانش را میگرفت. پس فریاد میزد و اشک میریخت تا شاید کمی تسکین یابد. آرزو داشت خودش طناب دار را گردن قاتل بیندازد اما.... «آسنا» که حالا بعد از سه ماه فهمیده بود خواهر بزرگترش دیگر هرگز به خانه بازنمی گردد، گوشهای کز کرده و گریه میکرد. بامداد چهارشنبه 29 شهریور خواب بر همه حرام شده بود. شمارش معکوس برای پایان زندگی «اسماعیل» آغاز شده بود و...
ساعت 4 و 30 دقیقه صبح دیروز دیگر در میدان باکری شهر پارس آباد و پشت داربستهای محل اجرای حکم اعدام «اسماعیل» جای سوزن انداختن نبود. جمعیت فریاد میزدند و شعار میدادند و در میان هیاهو به خانواده «آتنا اصلانی» تسلیت میگفتند.


عقربه ها به ساعت 4 و 50 دقیقه رسیده بود که خانواده سیاهپوش «آتنا» به محل رسیدند و با کمک نیروهای انتظامی در نزدیکترین محل اجرای حکم مستقر شدند. نفسها در سینه حبس شده بود. مادر با دیدن طناب دار حال عجیبی پیدا کرده بود. گریهاش هم ازسر شادی بود و هم به خاطر غم. شاد بود که تا دقایقی دیگر جان کندن قاتل دخترش را میبیند. اما غم ندیدن ابدی جگر گوشهاش، به دلش آتش میزد. مادربزرگ، دایی، عمو و... هم آمده بودند.
«آسنا» اما کنار پدر ایستاده بود و با بهت به طناب سفید دار و مردم معترض نگاه میکرد... شاید نگاهش دنبال خواهر بزرگترش بود تا از میان آن جمعیت بیرون بدود و او را دوباره به آغوش بکشد.اما افسوس که...هنوز «اسماعیل» را نیاورده بودند که خبرنگاران از راه رسیدند و پدر «آتنا» را دوره کردند. همه بیصبرانه در انتظار شنیدن حرفهای پدری بودند که هنوز لباس سیاه عزا برتن داشت و داغ فرزندش همچنان روی دلش سنگینی میکرد. پدر «آتنا» که چشمانش از فرط گریه و بیخوابی پف کرده بود، با صدایی بغض آلود گفت: «از مردم، دستگاه قضایی، نیروهای انتظامی، امنیتی و دادستان تشکر و قدردانی میکنم. این اعدام برای همه درس عبرت میشود.»
هوا گرگ و میش شده بود که خودروی «ون» حامل قاتل به محل اجرای حکم نزدیک شد. «اسماعیل» که به اتهام تجاوز به یک بار اعدام، به جرم یک مورد قتل نفس به قصاص و به خاطر سرقت نیز به حبس، شلاق و ردمال محکوم شده بود، صبح سهشنبه و در شرایطی که نمیدانست کمتر از 24 ساعت دیگر بالای دار خواهد رفت، درزندان شلاق خورد. کمی از ظهر گذشته بود که خانوادهاش نیز برای آخرین دیدار به محوطه زندان آمدند. این آخرین دیدار دیگر شکی باقی نگذاشت که پرونده زندگی «اسماعیل» به آخرین لحظه هایش نزدیک شده است.
انتقال قاتل به محل اجرای حکم
سحرگاه دیروز-چهارشنبه- «اسماعیل» رنگرز با دست و پای به زنجیر کشیده شده و در میان هیاهو و فریاد حاضران و در میان تدابیرشدید امنیتی از خودروی مخصوص پیاده شد. چشمانش که به طناب سفید دار افتاد، اشکهایش سرازیر شد. شاید هنوز خودش هم باور نداشت که قرار است تا دقایقی دیگر زندگی ننگینش برای همیشه پایان یابد.
«اسماعیل» که به سختی پاهایش را روی زمین میکشید، به سمت طناب دار رفت. او که در جلسه دادگاه همه اتهاماتش را رد کرده بود و با داستانسراییهای عجیب خود را بیگناه میدانست وقتی در حلقه خبرنگاران قرار گرفت، در پاسخ به سؤالی درباره اینکه آیا اعدام را حق خودش میداند یا نه، با صدایی بغض آلود و گنگ بازهم به انکار اتهاماتش پرداخت و گفت: «چه میتوانم بگویم. اگر من حرف راست هم بزنم همه میگویند دروغ میگویم. باور کنید من از روی عمد قصد کشتن دختر بچه را نداشتم. ولی چون در مغازهام گرفتار شدم و او آنجا کشته شد، آن اتفاقات افتاد. من قطعاً اعدام را حق خودم نمیدانم. اما قانون است و حکم به قصاص داده است. پزشکی قانونی میگوید من تجاوز کردهام اما خودم دختر بچه دارم و نمیتوانم. و...»
شمارش معکوس برای اجرای حکم
ساعت نزدیک 6 رسیده بود. «اسماعیل» پای طناب سفید دار ایستاده بود و در حالی که آشکارا میلرزید، طناب دار دور گردنش انداخته شد. نماینده دادستان پشت تریبون رفت وبرای آخرین بارحکم دادگاه را خواند. بعدهم صدای دست و سوت مردم بلند شد و لحظاتی بعد جرثقیل متصل به طناب دار «اسماعیل» را بالا کشید و قاتل شیطان صفت در حالی که با چشمان باز به جمعیت خیره مانده بود، در میان زمین و آسمان جان داد و زندگی سیاهش به خط پایان رسید. جسد «اسماعیل» رنگرز در ساعت 6 و 30 دقیقه صبح چهارشنبه 29 شهریور پایین آورده شد و پس ازمعاینه پزشک قانونی وتأیید مرگش، در داخل کیسه حمل جسد به آمبولانس وسپس پزشکی قانونی انتقال یافت.
قدردانی دادستان از روند پیگیری پرونده
ناصرعتباتی، دادستان استان اردبیل پس از اجرای این حکم با قدردانی از دستور ریاست قوه قضائیه در رسیدگی فوری به این پرونده، گفت: «این دستور بسیار راهگشا بود و به نمایندگی از مردم از ایشان سپاسگزارم. چرا که این دستور در رسیدگی فوقالعاده به این پرونده خیلی مؤثر بود. پس از اینکه جنایت اتفاق افتاد دستگاه قضایی استان چه در پارس آباد و چه در اردبیل، با تأکیدات رئیس کل دادگستری استان و نظارت مستقیم دادستان مرکز استان، موضوع را به صورت فوقالعاده در دستور کار قرار دادند. این پرونده با دقت و سرعت رسیدگی شد و دادگاه کیفری یک استان اردبیل نیز موضوع را بسیار دقیق بررسی کرد. همچنین همکاران قضایی هم در پارس آباد و هم دادگاه کیفری یک و همینطور پلیس پارس آباد به صورت فوق العاده و با دقت زیاد این موضوع را بررسی کردند.»
دادستان اردبیل افزود: «بررسیهایی که در دیوان عالی کشور انجام شد به رسیدگی پرونده، تأیید حکم و اجرایش کمک زیادی کرد. سرانجام سحرگاه چهارشنبه(29 شهریور) نیزاین حکم اجرا شد. اجرای این حکم بازخورد بسیار مؤثری داشت و امیدواریم دیگر شاهد چنین اتفاقاتی نباشیم.»
قتل آتنا در 10 قدمی بساط پدر
28 خرداد امسال، «آتنا»ی 7 ساله که کنار بساط دستفروشی پدرش جست و خیز میکرد به قصد رفتن به خانه از پدر جدا شد و به سمت سرنوشت هول انگیزش رفت. مشغله کاری پدرزیاد بود و «آتنا» را نمیدید. او بار اولش نبود که تنها به خانه میرفت. اما هیچ کس نمیدانست آن روز رنگرز محله که در کمین دخترک نشسته بود چه نقشه شومی درسر دارد. به همین خاطر تا دخترک به سمت آبخوری جلوی کارگاه رنگرزی رسید، او را در شلوغی خیابان پزشکیان به داخل کارگاهش کشید و به اتاق پشتی برد و....
نزدیک غروب بود که پدر خسته به خانه رسید. مادر با تعجب از او سراغ «آتنا» را گرفت. تازه آنجا بود که همه فهمیدند دخترک دلبندشان گم شده است. مادر سراسیمه به همه زنگ میزد و سراغ دخترش را میگرفت. دقایقی بعد همه به خانه پدری «آتنا» آمدند و هر کس در گوشهای دنبال دخترک میگشت. «اسماعیل» هم به خیابان آمده بود و در حالی که جسد بیجان دخترک را داخل ساک دستی داخل کارگاهش پنهان کرده بود، با چهرهای غم زده خانواده نگران «آتنا» را یاری میکرد. صبح روز 29 شهریور موضوع به پلیس گزارش شد و 5 روز بعد اسماعیل بهعنوان یکی از مظنونان پرونده دستگیر شد. دو هفتهای از بازداشت رنگرز محله میگذشت که او در تماسی تلفنی از همسرش خواست کیف حاوی مواد مخدر را از داخل بشکه پلاستیکی پارکینگ خانهاش جابهجا کند تا مبادا دست پلیس به آن برسد. اما همسر اسماعیل که به موضوع مشکوک شده بود همراه برادرشوهرش به پارکینگ رفت وبدین ترتیب 22 روز پس از گم شدن دخترک، جسد متلاشی شده او پیدا شد.
با کشف جسد، «اسماعیل» 41 ساله چارهای جز اعتراف ندید.او ابتدا به قتل با انگیزه سرقت طلاهای کودک اعتراف کرد. ضمن اینکه طلاها را نیز بسیار ماهرانه در داخل کشوی کارگاهش و زیر یک ورق چوب پنهان کرده بود. اما با تکمیل تحقیقات، گزارش پزشکی قانونی و بازسازی صحنه قتل و اعترافات صریح قاتل مشخص شد «اسماعیل» از دو روز پیش از جنایت نقشه ربودن دخترک را کشیده و پس از اجرای نقشه شیطانیاش، در نیمه شب از خلوتی خیابان استفاده کرده و ساک حامل جسد را به پارکینگ خانهاش در کوچه پشتی کارگاه انتقال داده بود.
او برای اینکه بوی تعفن جسد بیرون نیاید ساک را داخل کیسهای پر از سرکه قرار داده بود و در بشکهای پلاستیکی گوشه پارکینگ پنهان کرده بود.
برگزاری دادگاه و صدور سریع حکم
با کشف جسد دخترک و به دستور رئیس قوه قضائیه، این پرونده به صورت فوقالعاده در همه مراحل مورد رسیدگی قرار گرفت. با وجودی که متهم در بازجوییها به قتل دو زن دیگر نیز اعتراف کرده بود اما با توجه به بازتاب گسترده پرونده در شبکههای مجازی و رسانهها، متهم 19 شهریور برای محاکمه در مورد پرونده قتل آتنا به دادگاه کیفری یک استان اردبیل انتقال یافت. در حالی که همه شواهد علیه او بود و اقرارهای صریحش نیز درباره قتل و آزار کودک در پرونده سیاهش وجود داشت اما «اسماعیل» در آخرین روزهای قبل از برگزاری دادگاه در مصاحبهای همه اتهاماتش را رد کرد و مدعی شد هرگز قصد کشتن دخترک را نداشته و فقط او را که خون دماغ شده بود به داخل کشیده است. اما چون دستش روی صورت او بوده تا خون زمین نریزد آتنا خفه شده و جان باخته است. او حتی ادعا کرد قصد داشته طلاها را به خانواده آتنا بدهد اما فرصتش را پیدا نکرده است. با وجود این ادعاها، دادگاه با توجه به اسناد و مدارک موجود در پرونده و نتیجه پزشکی قانونی، رنگرز 41 ساله متأهل را به جرم تجاوز به اعدام، بهجرم قتل به قصاص و به خاطر سرقت به شلاق، حبس و ردمال محکوم کرد. این حکم با تأیید دیوان عالی کشور و استیذان معاون اول قوه قضائیه سحرگاه دیروز به اجرا درآمد/ایران



کانال تلگرام عصر جهان



ثبت نظر

نام*
ایمیل(اختیاری)
نظر*