اخبار عمومی
اعلام وصول 2
 
309839
تاریخ انتشار: 1402/10/11 00:54
یادداشت|محمد شریفی
بی بی می گفت ، توی این دنیا، همه ی آدم ها یک گنج بی انتها دارند که هر چه بیشتر حاتم بخشی بکنند، دایره وسعت آن پهناورتر می شود و آن لبخند و محبت زلال است۔ لبخندی که با آن می توانیم دلی را شاد بکنیم را در صندوقخانه ها به حبس نکشانیم،شاید این لبخند، سرنوشت یک آدم دردمند را به گونه ای عوض کند، که برگی از تاریخ پرافتخار این سامان بشود۔

پایگاه خبری عصرجهان؛ محمد شریفی-کاش همه ی دل ها از مهربانی لبریز می شدند،کاش ترنم باران محبت با آهنگ آرامش خیال کوک می شد، محبت اگر زلال و پاک و بدور از زُهد و ریا و تزویر باشد به دل می نشیند۔

گاهی نوشیدن یک پیاله چای گرم در یک زمستان سرد در کنار مادر بزرگ، برای یک عمر در دل و جان آدمی باقی می ماند،کاش هر لحظه و هر آن می توانستیم دستی را به یاری و قلبی را به شادی ولبخندی را مهمانِ لبانی بسته می کردیم،یادم می آید، بچه که بودم ،با چاوش خوانی درویش نگهدار ، خودم را به منزل ماه زینب می رسانیدم،تا شمیم دل انگیز عطر نانی را سربکشم که بی بی سخاوتمندانه به درویش بی نوا هدیه می داد۔


بی بی می گفت ، توی این دنیا، همه ی آدم ها یک گنج بی انتها دارند که هر چه بیشتر حاتم بخشی بکنند، دایره وسعت آن پهناورتر می شود و آن لبخند و محبت زلال است۔ لبخندی که با آن می توانیم دلی را شاد بکنیم را در صندوقخانه ها به حبس نکشانیم،شاید این لبخند، سرنوشت یک آدم دردمند را به گونه ای عوض کند، که برگی از تاریخ پرافتخار این سامان بشود۔بی بی یادت بخیر که چقدر زود رفتی و خیلی از چیزها را ندیدی۔
آدم های خوب در اطراف ما تعدادشان کم نیستند،اما ما نمی توانیم آنها را ببینیم،دلیلش هم این است، که افراد نامناسب، ریاکار و ابن الوقت دور ما را چنبره زده اند،ما اگر بتوانیم حلقه ی ریا و تزویر را بشکنیم،آدم هایی را خواهیم دید که قلبشان از مهربانی لبریز است۔آدم‌هایی که محبت شان زلال و پاک است و به اندازه یک اقیانوس دل دریایی دارند۔
چندی پیش در خیابان نادری اهواز به یک جوان دستفروش برخورد کردم، انگار سالها با او نان تلیت(ترید)خوردم،به دلم نشست،هیچ توضیح و مقدمه چینی بین ما رد و بدل نشد،امامهربانی هایش را با تمام وجود حس کردم،موقعی که می خواستم ازش خداحافظی بکنم، جوان دستفروش کیف پولش را ورانداز کرد،۶۵هزارتومان اسکناس رنگ و رو باخته تمام موجودی اش بود،مبلغ ۳۰هزارتومان از کیفش در آورد و به من داد، گفت: آقا با این مبلغ ناقابل فلافل بخر و به سلیقه ی خودت به یکی از کودکان زباله گرد بده۔۔۔
گفتم: شیرینی و خوبی این کار اینه که با دستان پرمهر خودت انجام بشه۔۔۔
گفت: نمی توانم بساط را ول بکنم، اجرائیات شهرداری هر آن سر می رسند، با خواهش و تمنا پولش را پس دادم، اما بهش قول دادم که به نیابت از ایشان درخواستش را اجابت بکنم۔ آدم های خوب ظاهر معمولی دارند،ساده ، بی تکلف و بدون ساز و دُهل ،محبت پخش می کنند۔ برای همین است که ما آنها را نمی بینیم، پیش از آنکه دیر بشود ،قدر این آدم‌های معمولی را بدانیم ۔۔۔

برچسب ها:
محمد شریفی ؛

بیشتر بخوانید :


کانال تلگرام عصر جهان



ثبت نظر

نام*
ایمیل(اختیاری)
نظر*